تصویر ثابت

کد اخبار



نیمچه روزنامه نگار
سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی ، ورزشی ، طنز و ... ( دوره جدید )
 
 

روزهای آخر تابستان؛ سونآی والنتاین آذربایجان - Sonay Azərbaycan sevgililər günü
نویسنده : رضا الله قلی پور تاریخ : سه شنبه یازدهم شهریور 1393

آخرین روزهای شهریور، روز سونای است که به روایت افسانه های آذربایجان، روز عشق می باشد. روزی مناسب برای جایگزینی با روز ولنتاین

.

 

سوناي ، شبي از سال است كه به اصطلاح به آن اعتدال پاييزي گفته مي شود. شبي كه روز و شب برابر مي شوند و ماه كامل مي شود. اين شب تقريبا شب آخر تابستان است. البته ممكن است جند روز زودتر يا ديرتر باشد همه اينها بستگي به كامل شدن ماه دارد. اما به هر حال مي توان شب آخر تابستان را سوناي ناميد كه روز عشق در آذربايجان محسوب مي شود.

 

Sonay Azərbaycan sevgililər günü

سونآی والنتاین آذربایجان

 در آذربایجان « سونای » یا همان « سون آی » به ماه شب های آخر تابستان گفته می شود. در این زمان کاشت ها در حال برداشت بوده ولی هنوز پاییز نرسیده است. در این شب ماه و خورشید در زاویه 180 درجه روبروی هم قرار می گیرند. می توان گفت در این لحضه ماه و خورشید می توانند روی همدیگر را کامل ببینند. ولی این دیدار خیلی سریع و کوتاه مدت است. به این صورت که به خاطر اعتدالین پاییز طول شب و روز برابرند. این شب انگار ماه و خورشید گیزلین پانج ( قایم باشک ) بازی می کنند. یکی می خواهد به دیگری برسد اما نمی تواند. مثل اینکه ماه دنبال خورشید می دود ولی به آن نمی رسد. به این ترتیب ماه در اسطوره ها ، عاشق اسطوره ای لقب می گیرد و مردم را نیز عاشق می کند. در چشم عاشق ، حرکت ماه زیباتر می شود.
عشق سونای ابدی است. و بلکه عشقی است که تا ابد تکرار می شود. هر سال مثل یک معما و بازی گیزلن پانج تکرار می شود.
این سنت زیبا از قدیمی ترین سنت های آذربایجان است و قدمت آن به قبل از اسلام برمی گردد. هنوز هم در بعضی روستاهای آذربایجان در این شب جمع شده می رقصند و عشق ماه را جشن می گیرند.


Sonay Azərbaycan sevgililər günü

Azərbaycanda« Sonay » ya haman « son ay » yayın axırlarında son aylı gecələrdə çıxan aya deyilir. bu zaman əkin dərilib, xirmənlər yığılar ama hələ payız düşəməmış olar. bu gecə ayla günş 180 dərcə zaviyədə üzləşırlər. demək olar bunlar bir birlər ilə üz üzə qalıb, bir – birinin üzün bütün görürlər. ancaq bu görmə çoxlu tələsik halda üz verir. belə ki payızın etidalı olduğuna görə gecə və gündüz bərabərdilər. bu gecə sankı ay ilə gün gizlən panc oynayırlar. biri o birsinə çatmaq istəyir ama çata bilmir. sankı ay günəşin ardıca qaçıb ama yetişə bilmir. ay beləliklə dastanlarda də sevdalanır. elə olur ki xalqı da sevədalandırır. xalqın sevdalı gözlərində ayın dolaşığı daha sevdali görüşür.
sonayın sevdası sonsuzdur. bəlkədə əbədi tikrarlanan bir sevdadır. hər il bir tapmaca kimi, bir gizlən panc kimi tikrarlanır.
bu gözəl düşüncə Azərbaycanın ən əski düşüncələrindəndir və onun yaşı islamdan qabağa yetişir. Hələ də bəzi kəndlərdə elə əski çağlara tay bu gecə yığışıb, oynayıb və bütün ayın sevdasın qutlarlər.

SONAY | سونای؛ ولنتاین آذربایجان

پنجشنبه 1392/6/28
تبریز: 19:22
تهران: 19:00

 

والنتاین آذربایجان، روز آخر تابستان است و سونای نام دارد...

گرچه به مرور زمان کم رنگ تر شده اما هنوز هم حداقل روستاهایی هستند که این رسم را برپا می دارند.
یکی از دلایلی که رسم و رسومات خوب یا بد غربی ها وارد فرهنگ ما می شود عدم شناخت خودمان از پتانسیل هایی است که داریم.
آنچه که خود بهترین و با مفهوم ترینش را داریم اما نمی دانیم.
هیچکداممان هم گناهی نداریم . واقعا در کدام برنامه تلویزیونی یا کدام نشریه در مورد سونای صبحت شده است. کدام پدر و مادری در این مورد با جوانان و نوجوانان خود صبحت کرده اند و یا به بیان بهتر با این قضیه آشنا هستند؟

جهل و نادانی خود ماست!
ما منکر زیبایی های والنتاین نیستیم و حتی والنتاین را غنیمتی برای مستحکم تر کردن عشق و دوستی می دانیم اما ترحیح می دهیم که در اولویت اول از آنچه داریم استفاده کنیم. شاید بدانید که در اغلب کشورهای دارای تمدن مانند ژاپن روز عشق خاص آن کشور وجود دارد و هر ساله گرامی داشته می شود. در ادامه می توانید با این روز خاص که والنتاین آذربایجان محسوب می شود آشنا شوید. قدم اول آشنایی است.

سونای چیست؟
سونای یک رسم دیرینه است. رسمی اسطوره ای و افسانه وار که حتی قبل از ظهور اسلام تا به امروز پاس داشته شده است. گرچه به مرور زمان کم رنگ تر شده اما هنوز هم حداقل روستاهایی هستند که این رسم را برپا می دارند. همانطور که از اسمش برمی آید باید ربط کاملی به ماه داشته باشد. معمولا اغلب افسانه ها و اسطوره ها در فرهنگ ما آذربایجانی ها و کلا تورک ها به ماه مربوط است. ماه در اسامی، اعیاد، و رسومات ما به طور کامل رخنه کرده و زیبایی افسانه ای به آنها داده است.
سونای شبی از سال است که به اصطلاح به آن اعتدال پاییزی گفته می شود. شبی که روز و شب برابر می شوند و ماه کامل می شود. این شب تقریبا شب آخر تابستان است. البته ممکن است چند روز زودتر یا دیرتر باشد. همه اینها بستگی به کامل شدن ماه دارد. اما به هر حال می توان شب آخر تابستان را سونای نامید که روز عشق در آذربایجان محسوب می شود.
در اصل این شب مشابهات زیادی با جشن برداشت محصول در کشورهای غربی دارد و در روستاها نیز به نوعی برای برداشت محصول استفاده می شود اما همانگونه که در کشور ما معمولا جشن های باستانی محکوم به فنا شده اند این روز نیز هرساله بیشتر و بیشتر به سوی نابودی رفته است. در روستاها در این شب بازی های خاصی انجام می شود معمولا جوانان روستا با صدایی خاص که به (آواوا) مشهور است همه را به میدان روستا و برای شروع بازی دعوت می کردند.
در این شب خاص ، ماه و خورشید در زاویه ی 180 درجه قرار گرفته و هنگام غروب دقیقا بر روی هم قرار می گیرند. البته این دیدار خیلی به سرعت اتفاق می افتد و زیاد به طول نمی انجامد. این موضوع تا ابد ادامه دارد. از قدیم این اتفاق به یک نوع عشق تشبیه شده است. عشق ماه به خورشید.
عشقی که تمامی ندارد و ابدی محسوب می شود درست مانند عشق هایی که در داستان های فولکلور آذربایجان همانند اصلی-کرم وجود دارد. عشقی که حتی با سوخته شدن نیز تمامی نمی پذیرد. طبق این افسانه عشق این دو عاشق تمامی ندارد و تا ابد تکرار می شود و ادامه می یابد. همه این موارد و عناصر در داستان های دیگر ما همانند کوراوغلی نیز صادق هستند.

چه میتوانیم بکنیم؟
همان کارهایی که در والنتاین انجام میدهیم میتوان در سونای نیز انجام گیرد. نباید انتظار داشته باشیم که فعلا بازیهای مخصوص آن روز همان طور که در گذشته بوده، انجام گیرد. هر هدایایی باشد که رنگ بوی عشق نیز داشته باشد. این هدایا میتواند از شمع، گل، عروسک و صنایع دستی گرفته تا یک کتاب متغییر باشد. اگر بتوانید چیزی پیدا کنید که نشانی از ماه کامل داشته باشد که سنگ تمام میشود. کلا چیزهایی که رنگ و بویی از ماه داشته باشند متناسب تر هستند.
هدیه بهانه ای مناسب است برای گرامی داشت این روز و معرفی آن به دیگران از طریق ارسال اس ام اس و غیره.

 

نگاهی دیگر:


سونای؛ سمبل عشق در آذربایجان

سون آی (son ay) در فولکلور آذربایجان به آخرین شب‌های مهتابی تابستان گفته می‌شود. در چنین شبی ماه کامل در شرق و خورشید هنگام غروب در غرب در پهنه آسمان چشم در چشم هم قرار می‌گیرند. در تفکر اسطوره‌ای آذربایجان ماه و خورشید عاشقان ابدی یکدیگرند که هرگز به هم نمی‌رسند. بعد از سونای تا شروع بهار، در آذربایجان خواستگاری‌ها، نامزدی‌ها و عروسی‌ها صورت می‌گیرد. سونای در واقع روز عشق در آذربایجان است که معمولا انسان‌ها به ویژه "سئوگیلی"ها با یاد یکدیگر، عشق و محبت خویش را افزون می‌کنند. این جشن، قدمتی بس طولانی دارد و حتی پیشتر از ظهور اسلام، در جای جای مناطق ترک نشین رواج داشته است.
ولی معمولا برای ثبت تقویمی و ثابت بودن این روز، شب آخر شهریورماه در آذربایجان، به “سونای” شهرت یافته است. این روز به نوعی اعتدال پاییزی نامیده می‌شود. چرا که در “سونای” روز و شب برابر شده و ماه کامل می‌شود.

در “سونای”، دو اسطوره عشق یعنی ماه و خورشید با یکدیگر دیده می‌شوند. (در افق، زاویه ۱۸۰ درجه) و در این اندک فرصت دیدار، حسرت یک‌ سال دور از هم بودن ماه و خورشید به پایان می‌رسد و این دو معشوق یکدیگر را می‌بینند.
این رخداد، در “قوجامان آذربایجان” به صورت سمبولیک به “سونای” یا شب عشق معروف شده است و بسیار عزیز نگاه داشته می‌شود.
این شب آداب و رسوم خاص خود را دارد.
در روستاها و شهرها، مردم در میدان اصلی روستا و شهر گرد هم درمی آیند و به بازی های خاصی می‌پردازند.
معروف‌ترین رسم در این روز، “آواوا” گفتن است. بعد از این کار، مردم در میدان اصلی روستا و شهر به تناول غذای مخصوص می‌پردازند، سپس رقص‌های سنتی آذربایجان به اجرا درمی‌آید و در آخر “سئوگیلی”ها به یکدیگر هدیه می‌دهند.
از دیگر رسوم این روز، انجام دادن بازی‌های آذربایجانی مربوط به ماه است:
همان طوری که گفته شد، یکی از آنها “آواوا” است. “آواوا” ریشه در داستان فولکوریک آذربایجانی دارد.
داستان اصلی-کرم مفهوم این ماه را تداعی می‌کند. به همین دلیل وقتی اصلی و کرم –دو یار جاودانه- به یکدیگر می‌رسند، "کرم" در آتش فروزان شده و "اصلی" هم پی او می‌سوزد و هر دو در آتش عشق ، ابدی می‌شوند.

***

سونای، آذربايجان فولکلوروندا يايين سون آيلی گئجه‌لرينه دئييلر. آذربايجان "آيين دوشونجه‌سينده" (اساطيری دوشونجه‌سينده) آی‌لا گونش سئوگيلی‌ديرلر. اونلارين سئوگي‌سی سون‌سوز سئوگی‌دير. اونلار هئچ زامان بير-بيرينه چاتانميرلار.

سونای، پاييز اعتيدالينا ياخين اوز وئرير. دئمـَک، بئله بير چاغدا گئجه ايله گوندوز بارابارلاشيرلار. ائله اونا گؤره، سونايين اون‌دؤرد گئجه‌ليگی دوغان چاغدا گونش باتير. بئله‌ليکله، بو ابدی و سون‌سوز سئوگيلی‌لر بير-بيرينی اوز-اوزه گؤره بيليرلر. بير-بيرينی اوز-اوزه گؤرن آن‌لار چوخ آخيجی، چوخ سرعت‌له الدن گئدن آنلار دير. او گئجه آيين سئودالی باخيشی هر يئری بورويور. آرتيرمالی دير، آسلی-کَرَمين سئوداسی و طالعی سونايين سئوداسی‌نين گرچکلنميش داوامی دير. اونلار دا بير-بيرينی آزجاجيق بير زاماندا گؤروب، يئنه ايتيريرلر. بير-بيرلرينه چاتاندا ايسه توی گئجه‌سی اود توتوبان يانيرلار؛ بوردا گونشين يانديريجی‌ليغی دوغالليغينا قاييدير.

سونايين آييشيق گئجه‌لرينده ال‌لرينی آغيزلارينا ووراراق "آواوا" چالارلار. آواوا سسينه هامی توپلانار. سونرا چئشيدلی اويون‌لار اوينايارلار. قديم قاری آروادلار، قوجا کيشی‌لر ده اويناماغا گلرميش. بو گئجه‌لرين ان اؤنملی اويونو ماللاهارای دير. بنؤوشه بنده دوشه اويونو دا اوينانار.

آذربايجاندا "سونای"دان سونرا ائلچی گئتمه‌لر، آداخلانمالار، توي‌لار باشلاناردی؛ ايل بايراميندا سونا چاتاردی.



 

Share/Bookmark

داغ کن - کلوب دات کام

چرا آنها به این راحتی و آزادی می توانند در مورد"کورش" تیتر بزنند و بنویسند، اما ما در مورد "بابک" نه
نویسنده : رضا الله قلی پور تاریخ : پنجشنبه هشتم آبان 1393

هفته نامه امرداد - ۸ آبان ۹۳

چرا آنها به این راحتی و آزادی می توانند در مورد"کورش" تیتر بزنند و بنویسند، اما ما در مورد "بابک" نه؟!!



 

Share/Bookmark

داغ کن - کلوب دات کام

16 آبان 93؛ تیراختور آذربایجان - استقلال پارسیان، محکوم به بازی خانگی بدون تماشاگر!
نویسنده : رضا الله قلی پور تاریخ : چهارشنبه هفتم آبان 1393

16 آبان 93

تیراختور آذربایجان - استقلال پارسیان

محکوم به بازی خانگی بدون تماشاگر!



 

Share/Bookmark

داغ کن - کلوب دات کام

... من نمی دونم حکم این عمل در جامعه ما چیست؟ ... شما را هم نمی دانم!!!
نویسنده : رضا الله قلی پور تاریخ : دوشنبه پنجم آبان 1393

... من نمی دانم حکم این عمل در جامعه ما چیست؟ ... شما را هم نمی دانم!!!



 

Share/Bookmark

داغ کن - کلوب دات کام

بیاض گئجه لر ...
نویسنده : رضا الله قلی پور تاریخ : شنبه سوم آبان 1393

بیاض گئجه لر...
l ♥ l
گؤروشدوم یاریملا بولاق باشیندا
اولدوزلو گئجه ده آی ایشیقیندا
دانیشدیق اوره کدن دونیالار قدر

سیرداش اولدو بیزه بیاض گئجه لر
l ♥ l
بیاض گئجه لر ، بیاض گئجه لر دانیشدیق اوره کدن دونیالار قدر
بیاض گئجه لر ، بیاض گئجه لر سیرداش اولدو بیزه بیاض گئجه لر
l ♥ l
اؤپمه ک ایسته دیم من آل یاناقیندان
قارا گؤزلریندن ، بال دوداغیندان
چکیلدی کنارا ، اوزوندن کدر
سیزدن اوتاندی او بیاض گئجه لر
l ♥ l
بیاض گئجه لر ، بیاض گئجه لردانیشدیق اوره کدن دونیالار قدر
بیاض گئجه لر ، بیاض گئجه لر سیرداش اولدو بیزه بیاض گئجه لر
l ♥ l
توتدوم اللریندن آچدیم قلبیمی
آخیر بیان ائتدیم محبتیمی
یاشالدی گؤزلری بورولدو قهر
شاهیددی سئوگیمه بیاض گئجه لر
l ♥ l
بیاض گئجه لر ، بیاض گئجه لر دانیشدیق اوره کدن دونیالار قدر
بیاض گئجه لر ، بیاض گئجه لر سیرداش اولدو بیزه بیاض گئجه لر


 

Share/Bookmark

داغ کن - کلوب دات کام

ازدواج؛ چقدر زود دیر می شود! ... مجردها بخوانند ... حداقل برای سرگرمی خوبه!
نویسنده : رضا الله قلی پور تاریخ : چهارشنبه سی ام مهر 1393

مجردها بخوانند

ازدواج؛ چقدر زود دیر می شود!

روزنامه جام جم ( وابسته به صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران ) در شماره ۳۵۴۴ ( ۷ آبان ۱۳۹۱ ) ، در دو صفحه کامل به بررسی دلایل و شرایط عدم موفقیت تعدادی از دختران و پسران که سن ازدواجشان از میانگین سن تاهل در کشور بالا رفته و شوهر و زنی را برای خود انتخاب نکرده اند ، اختصاص داده بود. گرچه این روزنامه هیچ اشاره ای به ناهنجاری های اجتماعی به وجود آمده ، و موجود در جامعه از جمله مشکلات اقتصادی ، پایین آمدن تعهدات اخلاقی نسبت به هم ، از بین رفتن قبح روابط جنسی و حیا و ... در هر دو قشر دختران و پسران ، در ایران اشاره ای نکرده است و هیچ نگاه جامع و کاملی از دید جامعه شناسی ، رواشناسی ، آسیب شناسی اجتماعی و ... به این مقوله ارایه نداده است ، ولی در کل برای مطالعه چندان بی ارزش نیست. در ادامه می توانید این دو صفحه را به صورت فایل پی دی اف دانلود و مطالعه کنید. ... حداقل برای سرگرمی خوبه!

دانلود صفحه ۱۰

دانلود صفحه ۱۱



 

Share/Bookmark

داغ کن - کلوب دات کام

دلیل بارش باران ... البته از نوع رگباری!
نویسنده : رضا الله قلی پور تاریخ : شنبه بیست و ششم مهر 1393

دلیل بارش باران ... البته از نوع رگباری!



 

Share/Bookmark

داغ کن - کلوب دات کام

نگو که برای نسل من لاستیک هل دادن افتخاری بوده برای خودش!
نویسنده : رضا الله قلی پور تاریخ : سه شنبه بیست و دوم مهر 1393

نگو که برای نسل من لاستیک هل دادن افتخاری بوده برای خودش!

تا دیروز وقتی که بچه های امروزی را می دیدم ، دستشون موبایل ، تبلت ، لپ تاپ و ... است ، به خودم می گفتم که عجب نسل بدبختی بودیم ما که بهترین تفریحمان لاستیک کهنه هل و قل دادن بود تو کوچه پس کوچه های شهر و رقابت بر سر سرعت راندن و دویدن قوی. اما وقتی این تصویر را دیدم نظرم عوض شد و فهمیدم که چقدر آدمای خوشبختی بودیم با آن همه نبود و کمبود امکانات ، این تفریح را داشتیم و قرار هم نیست هر کس که در زمین خاکی فوتبال بازی می کنه باید حتما بره تیم ملی! ... چرا آن موقع کسی به ما نمی گفت که چه قدر خوشبختیم و داریم چه کاری می کنیم آخه! ... مملکته داریم؟! 

 بینندگان و مخاطبان عزیز نیمچه روزنامه نگار آنچه که الان در تصویر بالا مشاهد می کنید مسابقه لاستیک یا تایر قل دادن می باشد. نکته مهم این است که: آنچه برای آنها مسابقه است. برای بنده خاطره می باشد! ...



 

Share/Bookmark

داغ کن - کلوب دات کام

جوکـــ های قـــومیتـــی؛ به نظر می رسد سازندگان اصلی جوک هاي قوميتي "فارس"ها باشند!
نویسنده : رضا الله قلی پور تاریخ : جمعه هجدهم مهر 1393

به نظر می رسد سازندگان اصلی جوک های قومیتی "فارس"ها باشند که به دلایل خاصی ، در این تیپ از جوک ها به تشریح و اظهار نظر در مورد قومیت ها می پردازند. فارس ها با ساختن این جوک ها می توانند برتری خود را حفظ کنند، اعتماد به نفس قومیت ها را تضعیف نمایند و در نتیجه سلطه زبانی و فرهنگی خود را استمرار بخشند.

 

جوکــــــــــ های قـــــــــــــومیتـــــــــــی

 به نظر می رسد سازندگان اصلی جوک هاي قوميتي "فارس"ها باشند!

آنچه در ادامه می آید بخشی از تحقیق درس فرهنگ عامه یک گروه از دانشجویان انسان شناسی دانشکده علوم اجتماعي دانشگاه تهران است.

جوک های قومیتی چه کسری از جوک های فارسی را تشکیل می دهند؟

 آنچه در اینجا می آید حاصل بررسی 46 وبلاگ فارسی ازمجموعه وبلاگ های طنز "پرشین بلاگ" است که به طور تصادفی انتخاب شده و در آن روز خاص مجموعا بیش از هزار جوک را در صفحات اصلی خود داشته اند.

 ما در ابتدا این جوک ها را در 6 سرفصل کلی مذهبی ، سیاسی ، قومیتی ، بازی با کلمات ، بی ادبانه و سایر جای دادیم اما جالب آنجا بود که حدود 70 درصد این جوک ها دارای عنصر قومیت بوده و به نوعی در سرفصل قومیتی قرار گرفتند!

آیا این مسئله ارتباطی به چند فرهنگی و چند قومیتی بودن ایران دارد؟

کارکردهای این جوک ها چیست؟

چه کسانی این جوک ها را می سازند؟

قومیت های جوک ساز کدام ها هستند؟

چه مواردی بیشتر در جوک های قومیتی تکرار می شوند؟

علت گسترش این جوک ها در چیست؟

همین رقم بالا و این سوال ها بود که مسیر تحقیق را تغییر داد و ما را به بررسی جوک های قومیتی ، دلیل تکرار و اهمیت شان در جامعه ایران علاقمند کرد. طی بررسی های بعدی ، توجه ما باز هم جزئی تر و دقیق تر شد ، به طوری که پس از طبقه بندی جوک های قومیتی و  جای دادن انها در 8 گروه توانستیم تعدادشان را با درصدهایی مشخص کنیم که به شرح زیر است:

 جوک های ترکی : 70 درصد

 جوک های شمالی : 10 درصد

جوک های لری : 5 درصد

جوک های قزوینی : 5 درصد

جوک های جنوبی : 5 درصد

جوک های تهرانی : 2 درصد

جوک های اصفهانی : 2 درصد

 جوک های کردی : 1 درصد

 در بخش های بعدی به تشریح بیشتر این مسئله خواهیم پرداخت.

 

چه کسانی جوک های قومیتی را می سازند؟

اکثر صاحب نظران در زمینه فولکلور تاکید دارند که فرهنگ عامه چیزی متعلق به شخص یا گروه خاصی نیست ، بدین معنا که نمی توان شخص خاصی را به عنوان پدیدآورنده فولکلور ذکر کرد. جوک ها نیز به عنوان بخشی از فولکلور چنین وضعیتی دارند و مکانیزم ساختن و چگونگی و مسیر اشاعه آنها چندان بارز و قابل بررسی نیست. خصوصا اگر عامل رسانه را نیز به این معادله بیفزاییم. رسانه ها با متنوع تر شدن و همه گیرتر شدن ، هم سرعت مبادله اطلاعات و  هم گستره نفوذ را بالا برده اند و مهمتر از همه امکان ارتباط غیر مستقیم و غیر چهره به چهره را نیز میسر کرده اند. مجموعه این شرایط ، بستر مناسبی جهت تولد ، رشد و اشاعه جوک ها ایجاد نموده است. گرچه نمی توان به طور صریح و دقیق به این سوال پاسخ داد که پدیدآورندگان جوک ها چه کسانی هستند؟ اما با توجه به داده های موجود می توان دست به یک سری گمانه زنی های کلی در این زمینه زد.

 به نظر می رسد سازندگان اصلی جوک های قومیتی "فارس"ها باشند که به دلایل خاصی ، در این تیپ از جوک ها به تشریح و اظهار نظر در مورد قومیت ها می پردازند. فارس ها با ساختن این جوک ها می توانند برتری خود را حفظ کنند، اعتماد به نفس قومیت ها را تضعیف نمایند و در نتیجه سلطه زبانی و فرهنگی خود را استمرار بخشند. البته ظهور چنین جوک هایی در جامعه چند قومی ای مانند ایران از لحاظ هویتی هم قابل توجیه است؛ یعنی جوک می تواند به عنوان یک مکانیزم ، با ارائه تصویری سلیقه ای و گزینشی از دیگر قومیت ها فاصله خود با دیگری را حفظ کرده و حس قوم مداری و تفوق طلبی انسان ها را ارضاء نماید. دلیل دیگر ما برای این مدعا بسیار ساده است. چرا ما در جوک هایمان جایی که پای قومیتی دیگر مطرح باشد به صراحت نام ترک ها یا کردها را می اوریم یعنی یک عنوان کلی که همه انواع آن قومیت را دربرمی گیرد و از مشخصات رویکرد ethic است؟ منظور آن است که ما تمام ترک ها و تمام کردها و تمام لرها را یک شکل می بینیم و تمایزی بین آنها قائل نمی شویم که مثلا بگوییم یک رو ز ترک اردبیل یا ترک زنجان یا ... کاری که خود قومیت ها با آن رویکرد emic نسبت به خودشان انجام می دهند و ما نمونه آنرا در همین جوک های مورد بررسی خود نیز داشتیم که مثلا لرهای خرم آباد برای لرهای لرستان جوک ساخته بودند و جالب آنجاست که "لر" در این تیپ از جوک ها برخلاف جوک های عمومی و سراسری تحت یک عنوان کلی و بدون پسوند و پیشوند به کار نرفته بود؛ اتفاقی که در مورد فارس ها نیز می افتد و بر همین اساس هم هست که ما معتقدیم فارس ها قومیتی جوک ساز هستند.

 ما کمتر جوکی را داریم که با عنوان کلی "فارس" خود را درگیر کند. جوک های قومیت فارس محدود به گویش ها و لهجه های خاصی است، یعنی وقتی جوک تعریف می شود از همان اول تاکید می گردد که منظور از این یک اصفهانی است ، یک قزوینی است و نه تمام فارس ها. چنین دقت نظر و وسواسی در تعیین و تقسیم بندی قومیت ها چیزی است که نتیجه یک رویکرد emic است؛ رویکردی که نمی تواند اصفهانی و قزوینی و رشتی را تحت عنوان کلی فارس جمع بزند در صورتی که اگر سازنده جوک یک کرد یا ترک یا لر بود همه این ها را بدون چنین وسواسی "فارس" می نامید. به نظر می رسد اگر نگوییم فارس ها سازندگان تمام جوک های قومیتی هستند ولی بدون شک بخش وسیعی از این جوک ها توسط آنها ساخته می شود.

  چه عواملی در ساخته شدن جوک های قومیتی نقش دارند؟

در اینجا کلیه عوامل موجود را می توانیم در دو مقوله "عامدانه" و "غیرعامدانه" طبقه بندی کنیم؛ یعنی یکسری از جوک ها به عمد و با نیت خاصی ساخته می شوند (مثلا تخریب یک قومیت و کاهش اعتماد به نفس آنها) و یکسری دیگر صرفا حاصل کج فهمی و سوء تعبیرهای ماست و عمد خاصی در کار نیست.

1- قوم مداری و قضاوت بر مبنای رویکرد ethic  :

اگر نخواهیم تمام جوک های قومیتی موجود را به توطئه و تلاش عامدانه گروه یا گروهی جهت تخریب گروه و گروه های دیگر ربط دهیم پس باید به دنبال دلایل دیگری هم باشیم. بخشی از جوک ها می توانند براساس یک داوری سطحی و تبیین نادرست رویدادها از سمت نظاره کنندگان بیرونی یک فرهنگ ساخته شده باشند؛ یعنی بدون آنکه عمدی در کار باشد و توسط یک روند از پیش تعیین نشده ، من به عنوان یک مشاهده گر خارجی که مجهز به رویکرد ethic است در بافت فرهنگی دیگری قرار می گیرم، پدیده های به اصطلاح عجیب و نامتعارفی را مشاهده می کنم و بعد ناشیانه آنها ار بر مبنای اصول و ارزش های فرهنگی خودم تفسیر می نمایم. نتیجه واضح چنین مسئله ای ، مثله کرده پدیده فرهنگی ، جداسازی ان از زمینه خود و طبیعتا اشتباه در تفسیر آن است. این سوء تعبیر مختصر بر اثر تکرار می تواند برای سایرین به حقیقت محض تبدیل گردد. تماشای منظره زنانی که با لباس و وضعیتی خاص در مزارع شمال کار می کنند و یا به هنگام اذان در هر شرایطی که باشند جلوی همه وضو می گیرند شاید من مشاهده گر خارجی را به این نتیجه گیری برساند که مردمان شمال کشور چه انسان های لاقیدی هستند در صورتی که اصلا این طور نیست و ما اگر دقیق تر نگاه کنیم در کنار این مناظر ، باید و نبایدهای دیگری نیز می یابیم که نگاه کردن مردان به زنان را در این حالات منع می کند.

2- تاثیر دوزبانگی بر فهم متقابل :

عده ای از زبان شناسان معتقدند زبان فقط یک ابزار ارتباطی ساده نیست بلکه ظرف تفکر و احساس است. آنها از دو سطح زبان آموزی برای دوزبانه ها صحبت می کنند : سطح ارتباطی و سطح شناختی؛ که اولی بسیار سطحی بوده و مختص ارتباطات روزمره معمولی است و در حقیقت مرحله اول زبان آموزی است. دستیابی به مرحله دوم که به زبان آموزی شناختی مشهور است بسیار سخت تر و زمان برتر می باشد و بسیاری از دو زبانه ها به این مرحله نمی رسند. زبان شناسان حتی این مسله را در افت تحصیلی بچه های دوزبانه بسیار موثر می دانند. اکثر معلمان این طور استدلال می کنند که یک کودک ترک زبان که می تواند در حد معمول ، فارسی صحبت کند پس حتما این زبان را یاد گرفته و برای همین وقتی که او در حل مسائل فکری و فهم درس دچار مشکل می شود انگ کند ذهنی و یا تنبلی بر او می زنند در صورتی که مشکل جای دیگری است. کودک از آنجا می تواند خوب فارسی صحبت کند که سطح ارتباطی زبان را آموخته ولی این الزاما به معنای یادگیری سطح شناختی زبان نیست. بسیاری از کودکان و در حالت کلی تر دوزبانه ها با زبان دوم صحبت می کنند ولی فرایند تفکر برای آنها با زبان مادری صورت می گیرد. این مسئله حتی طی تاریخ ، متفکران دوزبانه بزرگی را که به عنوان مهاجر در سرزمینی غیر از سرزمین مادری خود زندگی می کرده اند در ابتدا به عنوان کودکان عقب مانده ذهنی روانه مدارس استثنائی کرده است. توجه به چنین مسئله ای نقش زبان را در تعاملات اجتماعی پررنگ تر خواهد ساخت.

اینکه ما ترک ها را مردمانی نادان فرض کرده و در جوک هایمان به کرات این مسئله را تکرار می کنیم به چه دلیل است؟

آیا ترک ها واقعا مردمان کم هوشی هستند؟ پس نمونه های موفق انسان های ترک که تعدادشان کم هم نیست از کجا امده اند؟ و سوال اساسی تر اینکه:

 آیا اصولا می توان رابطه ای بین قومیت و توانایی هایی چون هوش برقرار کرد؟

این نظریات مدت هاست که بی اعتبار شده اند. پس مسئله در کجاست؟ به نظر من می توان این سوال را با استفاده از همان دو سطح زبان آموزی پاسخ داد. به طور مثال جوک های زیر را با در نظر گرفتن عنصر زبان بررسی کنید:

از ترکه می پرسن:" فاميلی خدا چيه ..؟"ميگه ": خدا وکيلی" ، ترکه ميره ساندويچي ميگه: "ببخشيد بندري داريد؟" يارو ميگه" بعله. "تركه ميگه": پس قربون دستت، ‌بگذار يك حالي بكنيم"! ...

 کنایه "خداوکیلی" یا "به جایی رسیدن"، ایهام واژه "بندری" ، شباهت ظاهری واژه ها در جوک ها و یا مقوله تلفظی "ق" و "گ" تا چه حد اصولی زبان شناسانه هستند؟ آیا ممکن نیست سوء تعبیرهای مشابهی برای خود ما هم در یک شرایط زبانی متفاوت ایجاد شود؟ به عنوان مثال عدم آشنایی با کنایه های زبان انگلیسی تا چه حد می تواند از ما در ذهن انگلیسی زبان ها یک احمق و یا نادان بسازد؟ زبان عنصر مهمی در تحلیل فولکلور و جوک هاست خصوصا آنکه ما در کشور با تنوع زبانی بالا زندگی می کنیم.

 

منبع: انجمن علمی انسان‌شناسی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران

http://ensanshenasan.blogfa.com/post-38.aspx

 



 

Share/Bookmark

داغ کن - کلوب دات کام

قوربان بایرامینان سورا! ... بعد از عید قربان!
نویسنده : رضا الله قلی پور تاریخ : دوشنبه چهاردهم مهر 1393

قوربان بایرامینان سورا! ... بعد از عید قربان!

- در این عید هم یادشان رفت تا برای دست بوسی بیایند،  نرمین!

- حتما از قربانی شدگانن، برهان!

- هی بهانه! ... هی بهانه!



 

Share/Bookmark

داغ کن - کلوب دات کام


.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.

 

 

 
آخرين عناوين مطالب
» روزهای آخر تابستان؛ سونآی والنتاین آذربایجان - Sonay Azərbaycan sevgililər günü
» چرا آنها به این راحتی و آزادی می توانند در مورد"کورش" تیتر بزنند و بنویسند، اما ما در مورد "بابک" نه
» 16 آبان 93؛ تیراختور آذربایجان - استقلال پارسیان، محکوم به بازی خانگی بدون تماشاگر!
» ... من نمی دونم حکم این عمل در جامعه ما چیست؟ ... شما را هم نمی دانم!!!
» بیاض گئجه لر ...
» ازدواج؛ چقدر زود دیر می شود! ... مجردها بخوانند ... حداقل برای سرگرمی خوبه!
» دلیل بارش باران ... البته از نوع رگباری!
» نگو که برای نسل من لاستیک هل دادن افتخاری بوده برای خودش!
» جوکـــ های قـــومیتـــی؛ به نظر می رسد سازندگان اصلی جوک هاي قوميتي "فارس"ها باشند!
» قوربان بایرامینان سورا! ... بعد از عید قربان!
» ... نجور قوربان بایرامین دا کسیلمیخ؟!!
» تاثیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــر!
» آلما باغیندان قیزیل دردی! ۱۴۹مین شماره تنها نشریه سراسری هواداری ورزش آذربایجان منتشر شد
» ۶ ایمتیازلی اویون ... ۱۴۸مین شماره تنها نشریه سراسری هواداری ورزش آذربایجان منتشر شد
» ترانه ای جدید برای تیراختور آذربایجان از ائلمان: مارش تیراختور
» تحصيل به زبان مادري ، آرزويي كه اين سال هم كودكان اقوام ساكن در ايران به آن دست نيافتند!
» آذربایجان اوغلویام ... ۱۴۷مین شماره تنها نشریه سراسری هواداری ورزش آذربایجان منتشر شد
» طیاره مئیدانی - اردبیل
» ... و اما عشق!
» 14۶مین شماره تنها نشریه سراسری هواداری ورزش آذربایجان منتشر شد
» ... یاربیم! شوکر ... دای اولدوق بولاری اوتماقدان!!! ... تیراختور آذربایجان 3 - 1 پرسپولیس پارسیان
» من دریاچه اورمیه؛ دریاچه هامون ، دریاچه بختگان و زاینده رود را به چالش می کشم!
» ... قیزلار گونی ، آذربایجانین قیزلارینا ، باشقا اوز سئوگیلیمه موبارک اولسون 
» 145مین فوتبالیست: هارداسیز؟ یوخسوز؟ ورزیشگاه بوشدی!
» ما از اين داستان نتيجه مي گيريم كه آدم بايد بعد از آب خوردن « اخي!» بگويد
» ... We Are Coming Again
» میراث فرهنگی اردبیل نمی داند کدام درست است:شاه اسماعیل ختائی یا خطائی؟!!
» روحانی در اردبیل:من به تمام وعده هایم عمل خواهم کرد.آقای رییس جمهور:این وعده ها هم یادت هست؟
» داغلار سوکر تیراختور!
» 156مین آغری: بازگشت هویت و اصالت تاریخی

تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به نیمچه روزنامه نگار مي باشد.