نیمچه روزنامه نگار
سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی ، ورزشی ، طنز و ... ( دوره جدید )
 
 

وبلاگ نیمچه روزنامه نگار قربانی بیشعوری بلاگفا! ... مدیر بلاگفا این کتاب را بخوانید شاید کارساز شد
نویسنده : رضا الله قلی پور تاریخ : جمعه بیست و یکم آذر ۱۳۹۳

  

وبلاگ نیمچه روزنامه نگار قربانی بیشعوری بلاگفا

... امروز صبح متوجه شدم که باز بلاگفا به بهانه های عدم توانایی و ضعف سرورهایش ، تمام زحماتم را در طراحی قالب وبلاگ نیمچه روزنامه نگار ، و علاقمندی هایم را با دیکتاتوری تمام به باد فنا داد. کاش دادرسی بود تا می شد دادخواهی کرد. 

مدیر بلاگفا کتاب زیر برای شماست. دانلود کنید و بخوانید شاید کارساز شد.  

 

download

دانلود کتاب بی شعوری



 

Share/Bookmark

داغ کن - کلوب دات کام
برکتلی ایل لر ... نوروز بایرامی موبارک اولسون
نویسنده : رضا الله قلی پور تاریخ : جمعه بیست و نهم اسفند ۱۳۹۳



 

Share/Bookmark

داغ کن - کلوب دات کام
چهارشنبه سوری در آذربایجان
نویسنده : رضا الله قلی پور تاریخ : یکشنبه بیست و چهارم اسفند ۱۳۹۳

چهارشنبه سوری در آذربایجان

 

اگر نگاهی به فرهنگ آذربایجان بیاندازیم برای اکثر ایام و فصول سال مراسمات مختلفی می بینیم، که این نیز نشان بارز از فرهنگ غنی و قدرتمند آذربایجان می باشد.

برای آشنایی با بیشتر این مراسمات و شناخت مناسبت های مختلف آذربایجان، علاوه بر میراث مکتوب، فولکولور یا فرهنگ شفاهی آذربایجان نیز کمک شایانی به ما می کند.

یکی از این مناسبت ها، مراسمات مربوط به چهارشنبه های آخر سال می باشد که مقدمه ای تلقی می شوند برای مراسمات تحویل سال جدید.

عده ای برآنند که چهار بودن چهارشنبه های آخر سال به نوعی با فرضیه فیثاغورس مربوط می باشند. چرا که وی عدد چهار را اصل و ریشه طبیعت جاودان می داند. لذا بنا به اعتقاد اینها، عدد چهار در این آیین چهار وجه دارد که اولین آن منسوب به باد و در آن نیز باد می آید. دومین خاک، سومین آتش و سرانجام آب که در این زمان از یخ بستن خاک کاسته می شود و زمین نفس می کشد. تاریخ ما تورک های آذربایجان، فلسفه هر یک از ایام را به خوبی برای ما روشن می سازد و رابطه و احترام نیاکانمان را به طبیعت نشان می دهد. به همین خاطر نیز حتی ساعت های مختلف روز نیز برای خود دارای جایگاه مخصوصی می باشند. و مراسمات این ایام ( نوروز ) فلسفه های خاص خود را دارند که درک آنها نیاز به تدقیق در میراث معنوی به جا مانده از نیاکانمان دارد. در این مقال مختصری در مورد مراسمات مربوط به چهارشنبه های آخر سال ذکر می شود.

چهارشنبه های آخر سال را به ترتیب با اسامی چهار عنصر طبیعی مشخص کرد ه اند که عبارتند از: “سو چرشنبه سی” (چهارشنبه آب) ، “اود چرشنبه سی” (چهارشنبه آتش) ، “یئل چرشنبه سی” (چهارشنبه باد) و “توپراق چرشنبه سی” (چهارشنبه خاک) که به اسامی دیگری نیز مانند: “سور چرشنبه سی” (چهارشنبه سوری)، ” “لوطی چرشنبه سی” (چهارشنبه لوطی) معروف می باشد.

 

1- “سور” در زبان تورکی به معنای شادی، سرور، گذراندن روزگار به خوبی می باشد.

به باور و اعتقاد نیاکان ما، “یئل، اود و سو” ( باد ، آتش و آب ) به مهمانی توپراق ( خاک ) می روند و در معبد توپراق جمع می شوند و روزهای سخت زمستانی را که توام با قحطی و فلاکت و سختی بوده است بر او عرضه می دارند و الهه توپراق را به بیداری دعوت می کنند و این چهار الهه دست در دست همدیگر با خواندن این شعر:

 

سو گلدی ها، اود گلدی ها، یئل گلدی

آب آمد، آتش آمد، باد آمد

 

تزه عؤمور , تزه تاخیل ایل گلدی

عمر تازه، روییدنی و سال تازه اومد

 

دنیای روشنایی ها را به مردم به ارمغان می آورند و مردم نیز با دیدن این وضعیت به جشن و پایکوبی در طبیعت می پردازند. البته امروزه روز مردم به سان گذشته تمامی مراسمات مربوط به هر یک از چهارشنبه های مذکور را به جا نمی آورند ولی عموما با اجرای مختلف آنها موجب پایداری آنها می شوند.

 

چرشنبه لیک

در چهارشنبه آخر سال از طرف خانواده داماد به خانه تازه عروس هدایایی با عنوان “چرشنبه لیک” (هدیه روز چهارشنبه ) فرستاده می شود. در میان این هدایا می توان سبزه عید، چند شاخه گل سرخ، تعدادی ماهی قرمز، آجیل، لباس، چادری و… مشاهده کرد. همچنین سفره هفت سین، آینه، شانه و سرمه نیز همراه آن به خانه عروس می فرستند.

“چرشنبه بازاری” ( خرید روز چهارشنبه ) نیز آداب مخصوص به خود را دارد. همه مردم به بازار می روند و “چرشنبه لیک” می خرند. چرشنبه لیک عبارت است از آینه، شانه، جارو، آجیل و… در این روز برای بچه ها نیز اسباب بازی می خرند. در آذربایجان وقتی برای بچه ها اسباب بازی می خرندبه شوخی گفته می شود: “چرشنبه اوشاغی، بئشی بیر شاهی” (کودک چهارشنبه، پنج تاشون یک عباسی)

و آن شخصی که فرزندان زیادی دارد زمانی که برای خرید به بازار می رود، این ندا را برای وی سر می دهند: “چرشنبه بالالاری” (بچه های چهارشنبه).

در این روز معمولا غذاهایی مانند پلو و کوفته درست می کنند. هنگام درست کردن کوفته، یک کوفته اضافه می پزند و به آن “غئییب پایی” (سهم غایب) می گویند که سهم مهمان ناخوانده می باشد.

در این روز همچنین گندم بو داده (قورقا) درست می کنند و در بعضی از مناطق، ریش سفید فامیل هنگام روشن کردن آتش در پشت بام، یک خط دایره ای کشیده و قورقا ها را داخل آن پخش می کند و سپس شروع به دعاهایی از این قبیل می کند:

" بسم الله الرحمن الرحیم، الهم صلی علی محمد و آل محمد، ای خدا، انشاالله که نوروز محمد، ثروت و دولت ابراهیم، عمر نوح، سلامتی و ارزانی نعمت برای ما و همسایگانمان عنایت فرما، برای اشخاص بدون اولاد، اولاد، برای جوانها سلامتی، برای پیران طول عمر، برای بیماران شفا، برای فقرا مال و ثروت، برای ثروتمندان کرامت عنایت فرما. مردم را نسبت به یکدیگر مهربان کن، آمین یا رب العالمین”

بعد از دعا، مشتی از قورقاها و نخود و عدس برداشته و بعد از نیت و درخواست روزهای خوش برای همه از خدا، آنها را به سوی آسمان پرت می کند و می گوید: “بودا قوشلارین پایی” (این هم سهم پرندگان).

 

وسایل شادی

وسایل شادی زیادی برای شادی و جشن این روز وجود دارد. از میان آنها می توان به “ترقه، یئتددی تاراقا، تومانا گیره ن، ال بمبی و…” اشاره کرد. که از طرف جوان ها پرتاب شده و منفجر می شوند. در بعضی از مناطق از “توپ اودی” (توپ آتشین) نیز استفاده می کنند. این توپ از پارچه هایی که به همدیگر تنیده شده اند در چهارشنبه آخر سال آتش زده می شود و جوان ها در محل ها آن را به سوی همدیگر پرتاب می کنند.

“توولاما” از دیگروسایل شادی است. در درون این توولاما ها (گردونه های آتش) خرده های آلومینیوم و آتش ریخته و آنها را می چرخانند و هنگام چرخش، گلوله های سفید آتش همه جا پخش می شود.

از تفریحات دیگر این موقع “یومورتا چاقیشدیرماق” (بازی تخم مرغ ) می باشد. نحوه بازی بدین شکل است که جوانان در میدانگاه ها جمع می شوند و تخم مرغ هایی که آب پز شده اند را به یکدیگر می زنند تا ببینند کدامیک زودتر می شکند. کسی که تخم مرغش می شکند بازنده است و باید آن را به فرد برنده بدهد.

 

فال گوش وایستادن:

فال گوش وایستادن را نیز می توان از رسومات مربوط به این روز به حساب آورد. در روستاها از منافذ پشت بام ها و دیوارها و در شهرها از پشت درها، اشخاصی که می خواهند به این طریق برای خود “فال گوش” بگبرند با گوش خواباندن، سعی می کنند سخنان افراد داخل خانه ها را بشنوند و بعد از آن، نیت ها و خواسته هایی که در ذهن و دل خود گرفته اند را به وسیله این حرف ها تعبیر می کنند. به همین خاطر در این روز در خانه ها حرف هایی که رد و بدل می شود حرف هایی دلنشین و زیبا می باشد.

 

فال آب:

از دیگر فال های این روز “سو فالی” (فال آب) می باشد. دخترها، عروس خانم ها و زن ها، هر کدام وسایلی مانند سنجاق، دکمه، منجق و… را در داخل ظرفی که داخل آن آب است می اندازند سپس یک نفر بایاتی (دوبیتی تورکی) می خواند و یک کودک کم سن و سال یک به یک وسایل را از داخل ظرف بیرون می آورد. برای وسایل هر کس، از بایاتی هایی که خوانده شده تعابیری وجود دارد. خوانندگان بایاتی ها سعی می کنند حرفهای زیبا و دلنشین را بر زبان جاری سازند.

 

چهارشنبه سوری و روشن کردن آتش:

یکی از مراسمات مهم این روز، روشن کردن آتش و پریدن از روی آن می باشد. روایت های زیادی در مورد این مراسم وجود دارد. بعضی، به وجود آمدن این رسم را به زمان زرتشت پیامبر نسبت می دهند و بعضی آن را رسمی می دانند که از زمان مختار ثقفی (انتقام گیرنده خون امام حسین (ع) ) باقی مانده است. چرا که اینها معتقدند مختار با طرفدران خود قراری می گذارد مبنی بر اینکه در شب چهارشنبه در پشت بام ها آتش روشن کنند، تا بدین وسیله دست به قیام بزنند و همه را آگاه سازند. و بدین طریق گرفتن انتقام خون امام حسین از دشمانش شروع می شود. و از آن روز به بعد، مردم، چنین روزی را روز شادی خود انتخاب می کنند.

عده ای بر این باورند که “سوری” واژه ای کردی و به معنای قرمزی و سرخی می باشد. ولی با نگاهی به تاریخ باشکوه تورک خلاف این موضوع برای ما ثابت می شود و ریشه این کلمه و همچنین ریشه مراسمات مختلف این روز را در این تاریخ مشاهده می کنیم. و حتی شاید بتوان گفت که سومرها (قبائیل تورک ) اولین مردمانی بوده اند که مراسمات مربوط به چهارشنبه های آخر سال و نوروز را جشن می گرفتند. چنانچه آقای دکتر مهرداد بهار نیز در مدخل کتاب “تخت جمشید” خود و هم در مصاحبه خود با مجله آدینه (شماره بهار 1372) چنین تصریح می کند: “…جشن نوروز در اصل یک جشن آریایی نبوده بلکه نخست در بین سومریان مرسوم بوده است… این آیین از بین النهرین به دیگر مناطق جهان و از جمله ایران رفته است…”.. البته خود کلمه “سور” (sur) در زبان تورکی به معنای سرور و شادمانی می باشد. در آداب و سنن قدیمی ما تورک ها 4 چهارشنبه ماقبل نوروز جشن گرفته می شد و در چهارشنبه آخرین بر فراز تپه بلندی آتش افروخته تا قبل از طلوع آفتاب از روی آن می پریدند. رسم برافروختن آتش اشاره به یک حادثه تاریخی نیز می کند و آن اینکه تورکانی که در “ارگنه گون” , نام مکانی- در محاصره بودند به کمک افروختن آتش توانستند محاصره را شکسته، راه سرزمین پدریشان را بیابند.

این روز رستاخیز یعنی بازگشت به سرزمین مصادف بود با شروع فصل بهار، بهمین خاطر خان تورکان هر ساله بیادبود آن روز آتش بزرگی افروخته و با کوبیدن پتک بر روی آهنی که در آتش بزرگ قرار داده شده آغاز سال و جشن را اعلام می کند.

آتشکده های به جا مانده از گذشته ها نیز نشان می دهد که این عنصر طبیعی در میان ملت تورک برای خود اهمیت خاصی داشته لذا مراسمات فعلی زنجیره خود را از گذشته حفظ کرده و اگر قالب ها نیز عوض شده باشند ولی مفهوم ذاتی خود را از دست نداده اند. پس نمی توان به همین راحتی صحبت از کردی یا عربی یا … بودن کلماتی مانند سوری کرد. شاید در میان قوم کرد این واژه به معنای قرمزی باشد، ولی آن نمی تواند دلیلی بر تسری آن بر واژه های مشابه آن در فرهنگ ملت های دیگر به همان معنا باشد.

بعد از غروب آفتاب، آتش ها روشن می شوند و همه سعی می کنند از روی آن بپرند. زمان روشن کردن آتش از” اوزه رلیک” ( اسپند ) که از بازار خریده شده می سوزانند و اعتقادی وجود دارد که پریدن از روی آتش موجب خوشبختی و گشایش بخت می شود.

موقع پریدن از روی آتش چنین نغمه هایی خوانده می شود:

 

آتیل , باتیل چرشنبه

بختیم آچیل چرشنبه

آغیرلیغیم , اوغورلوغوم اودلارا

منیم له هوپولمایان یادلارا

آغیریلیغیم اود اولسون

اوددا یانان یاد اولسون

اود اوستن آتداناق

هر جفایا قاتداناق

آغیرلیغیم , اوغورلوغوم اودلارا

منیم له هوپولمایان یادللارا

آتیل , توتول چرشنبه

چیللم توکول چرشنبه

بختیم آچیل چرشنبه

عالم گرانقدر مرحوم پروفسور محمد تقی کیریشچی ( ذهتابی ) در کتاب تاریخ دیرین ترک های ایران ( ایران تورکلرینین اسکی تاریخی ) با اشاره به این رسم چنین بیان می کند: “اهل منزل و حتی پیرمردهای 90 ساله به پشت بام می روند و در حالی که مقابل آتش می ایستند و دستهای شان را رو به آسمان گرفته اند می گویند: خدایا تو را هزاران بار شکر، پارسال ده تومان سرمایه داشتیم، سراسر سال را کار کردیم، منفعت کردیم و زندگیمان را به خوبی گذراندیم و همان ده تومان باز هم باقی است. و سپس به بچه ها اشاره می کند که مراسم را شروع کنند و بچه ها نغمه های مربوط به این مراسم را سر می دهند و مشغول شادمانی و پریدن از روی آتش می شوند. به مراسمات مربوط به آتش روشن کردن " نادارا " می گویند.

در بعضی از مناطق بعد از پردن از روی آتش، باز هم با باورها و رسوم مختلفی رو در رو می شویم. برای مثال دخترها بعد از پریدن از روی آتش موقعی که به خانه برمی گردند کفش هایشان را درمی آورند و به طرف آستانه در خانه پرت می کنند. اعتقاد و باور بر این است که اگر پاشنه کفش ها به طرف منزل باشد آن سال به خانه بخت خواهند رفت.

و در بعضی مناطق بعد از پریدن از روی آتش بر روی یک بیل یا یک پارو سوار می شوند و مثل اسب به سواری کردن با آن می پردازند. از کسی که بر روی پارو سوار شده می پرسند “کجا می روی” و او هم نام جایی که آرزو دارد در سال جدید برود، بر زبان جاری می سازد. همچنین مردم از خاکسترهای آتش برمی دارند و موقع صبح، کنار آب رفته و خاکسترها را بر روی آب می ریزند ( مراسم نوئوستی ). و با گرفتن ناخن های خود می گویند:

 

آغیرلیغیم , اوغورلوغوم گئت

قادا , بلا بیزی ترک ائت

 

پختن سمنو

سمنو جزء غذاهایی است که در آخر سال خانم ها با همکاری یکدیگر به پخت آن مشغول می شوند.

یکی از سمبل ها و نشانه های بارز باستانی ترین عید تورک ها – نوروز - پختن سمنو می باشد. که جزء رسوم زیبای آذربایجان می باشد.

خانم ها، در ظرف ها و سینی هایی گندم ها را ریخته و پس از آبیاری آنها یک پارچه نازک بر روی آنها می کشند. بعد از چند روز گندم ها شروع به جوانه زدن می کنند در این موقع پارچه نازک را از روی گندم های جوانه زده بر می دارند و یکی دو روز هم به آن حالت نگه می دارند. بعد از این موقع، گندم ها را برداشته و بعد از له کردن آنها در یک توبره ریخته و آب آنها را می گیرند سپس این آب را در درون دیگ ریخته و می گذارند روی اجاق کم شعله. هنگامی که سمنو شروع به جوشیدن می کند در دیگ را می گذارند و یک جانماز، تسبیح، آینه و سفره قرآن باز کرده و دیگ را به حال خود گذاشته و اطراف دیگ را خلوت می کنند.

چنین اعتقادی وجود دارد که هنگام جوشیدن سمنو حضرت فاطمه (س) می آید و مزه و شیرینی به آن می دهد. بعد از پخته شدن سمنو، شروع به پخش سمنو می کنند. در دیگ سمنو “بادام پوسته دار” نیز می ریزند، چرا که باور بر این است که هر کس این بادام ها را در کیسه پولش بگذارد پولش برکت پیدا کرده و زیاد می شود.

“ترانه سمنو” یکی از ترانه های آشنا برای آذربایجانی ها می باشد که همراه با احساسات زیبا، اهمیت سمنو را در میان آذربایجانی ها نشان می دهد.

 

سمنی آی سمنی

هر یازدا سن یادا سال منی

سمنی ساخلا منی

ایل ده گؤیردیم سنی

گولوش دوغار دوداغلاردا سمنی

بیزیم ائللر اوخور بو نغمه نی

سمنی آی سمنی ساخلا منی

دوزوم دؤرد یانینا نرگس، یا سمنی

بو بایرامدا هر ایل بایرام دوزه لدن

من ال چکمم سندن کیمی گوزه لدن

سفره لر بزه ییرسن ازلدن

یاراشیرسان اوتاقلارا سمنی

 

سمنو آی سمنو

در هر بهار مرا به یاد بیار، سمنو

سمنو! از من محافظت کن

تا هر سال تو را سبز کرده و بپزم

سمنو! تبسم بر لب ها می نشیند

ملت ما این ترانه را می خوانند

سمنو آی سمنو مرا حفظ کن

تا در چهار گوشه ات گل نرگس بچینم

این عید نیز مثل عیدهای گذشته که تو را می پختم

من از مه رویی مثل تو دست نخواهم کشید

از ازل تا حالا سفره ها را رنگین می کنی

زینت بخش منازل هستی

 

“شال سالاماق” ( رسم شال اندازی)

یکی از رسومات جالب توجه در چهارشنبه آخر سال انداختن شال از سوراخ های پشت بام خانه ها می باشد. معمولا در این شب جوانان و بخصوص تازه دامادها شالهایی به رنگ قرمز را از سوراخ های پشت بام ها ( که برای تهویه درست شده اند ) به داخل خانه ها می اندازند و صاحب خانه نیز جورابی، پیراهنی و … به آن می بندد. تازه دامادها نیز می گویند که نامزدم را به شال ببندید، اطرافیان عروس نیز می گویند که نمی شود و در عوض جوراب، آجیل و… به شال می بندند.

استاد شیرین سخن، شهریار در منظومه حیدربابا این رسم را به صورت منظوم چنین توصیف می کند:

 

بايراميدى ، گئجه قوشى اوخوردى

آداخلى قيز ، بيگ جوْرابى توْخوردى

هركس شالين بير باجادان سوْخوردى

آى نه گؤزل قايدادى شال ساللاماق !

بيگ شالينا بايرامليغين باغلاماق !

 

شال ايسته ديم منده ائوده آغلاديم

بير شال آليب ، تئز بئليمه باغلاديم

غلام گيله قاشديم ، شالى ساللاديم

فاطمه خالا منه جوراب باغلادى

خان ننه مى يادا ساليب ، آغلادى

حيدربابا ، ميرزَممدين باخچاسى

باخچالارين تورشا-شيرين آلچاسى

گلينلرين دوْزمه لرى ، طاخچاسى

هى دوْزوْلر گؤزلريمين رفينده

خيمه وورار خاطره لر صفينده

بايرام اوْلوب ، قيزيل پالچيق اَزَللر

ناققيش ووروب ، اوتاقلارى بَزَللر

طاخچالارا دوْزمه لرى دوْزللر

قيز-گلينين فندیقچاسى ، حناسى

هَوَسله نر آناسى ، قايناناسى

باكى چى نين سؤزى ، سوْوى ، كاغيذى

اينكلرين بولاماسى ، آغوزى

چرشنبه نين گيردكانى ، مويزى

قيزلار دييه ر : ” آتيل ماتيل چرشنبه

آينا تكين بختيم آچيل چرشنبه “

يومورتانى گؤيچك ، گوللى بوْيارديق

چاققيشديريب ، سينانلارين سوْيارديق

اوْيناماقدان بيرجه مگر دوْيارديق ؟

على منه ياشيل آشيق وئرردى

ارضا منه نوروزگوْلى درردى

 

نوروز بود و مُرغ شباويز در سُرود

جورابِ يار بافته در دستِ يار بود

آويخته ز روزنه ها شال ها فرود

اين رسم شال و روزنه خود رسم محشرى است!

عيدى به شالِ نامزدان چيز ديگرى است!

با گريه خواستم كه همان شب روم به بام

شالى گرفته بستم و رفتم به وقتِ شام

آويخته ز روزنة خانة غُلام

جوراب بست و ديدمش آن شب ز روزنه

بگريست خاله فاطمه با ياد خانْ ننه

در باغ هاى ميرزامحمد ز شاخسار

آلوچه هاى سبز و تُرش ، همچو گوشوار

و ان چيدنى به تاقچه ها اندر آن ديار

صف بسته اند و بر رفِ چشمم نشسته اند

صف ها به خط خاطره ام خيمه بسته اند

نوروز را سرشتنِ گِلهايِ چون طلا

با نقش آن طلا در و ديوار در جلا

هر چيدنى به تاقچه ها دور از او بلا

رنگ حنا و فَنْدُقة دست دختران

دلها ربوده از همه كس ، خاصّه مادران

با پيك بادكوبه رسد نامه و خبر

زايند گاوها و پر از شير ، بام و در

آجيلِ چارشنبه ز هر گونه خشك و تر

دخترها می گویند :‌ ” آتيل ماتيل چرشنبه

آينا تكين بختيم آچيل چرشنبه “

با تخم مرغ هاى گُلى رنگِ پُرنگار

با كودكان دهكده مى باختم قِمار

ما در قِمار و مادرِ ما هم در انتظار

من داشتم بسى گل وقاپِ قمارها

از دوستان على و رضا يادگارها

 

رسومات زیادی برای چهارشنبه های آخر سال وجود دارد که سعی خواهد شد در مجالی دیگر بصورت بسیط مورد بررسی قرار گیرد. ولی برای حسن ختام، چند رسم دیگر از مراسمات و رسوم چهارشنبه آخر سال را برایتان ذکر می کنم:

 

در چهارشنبه آخر سال شروع به بیطار کردن حیوانات و زدن پشم آنها می کنند.

 

قنداق بچه درست می کنند.

 

به حمام رفته و مشغول آبتنی می شوند.

 

شاخ های قوچ ها را با پارچه های قرمز رنگ می زنند.

 

پول، الک، نمک، آرد، روییندنی، آتش، هیزم به کسی نمی دهند.

 

قبل از طلوع آفتاب از روی آب می پرند.

 

شمعی که کاملا نسوخته را خاموش نمی کنند.

 

قبل از غروب آفتاب چراغ ها را روشن می کنند.

 

کنار زنی که وضع حمل کرده نمی روند.

 

شب زود نمی خوابند.

 

از دیوار خانه دیگ می آورند.

 

تازه گذشتگان را به یاد می آورند و با دعاهای خود آنها را یاد می کنند.

 

و …

 

سخن آخر

نوروز عید باستانی ما تورکهای آذربایجان و ایام مرتبط با آن برای خود رسم و رسومات مفرح و با مسمایی دارد و نیاکان ما برای حفظ فرهنگ و هویت درخت تنومند فرهنگ آذربایجان زحمات زیادی متحمل شده اند و این میراث معنوی را برای ما به یادگار گذاشته اند. بر ملت آذربایجان (بخصوص جوانان غیرتمند آذربایجانی) لازم و واجب است که با همت خویش نگذارند که هیچ گونه گزندی از دشمنانمان به مانند زخم تیشه ای حتی- بر کوچکترین شاخه این درخت تنومند و کهنسال برسد. و همانطور که این میراث معنوی به ما به ارث رسیده، ما نیز وظیفه داریم که آیندگان را از این امانت معنوی بهره مند کنیم و بر حسب وظیفه، تحویل آنها دهیم.

 



 

Share/Bookmark

داغ کن - کلوب دات کام
دعوت به مراسم " نو اوستی " سال 93 اردبیل - یدی گوز کورپیسی
نویسنده : رضا الله قلی پور تاریخ : پنجشنبه بیست و یکم اسفند ۱۳۹۳

ویژه سال نو

برگزاری مراسم سنتی - فرهنگی " نواوستی " دختران و زنان آذربایجان در اردبیل  

 پل هفت چشمه  - یدی گوز کورپیسی  سال ۹۱

... بعد از جشن شب سه شنبه ( چهارشنبه سوری )صبح روز چهارشنبه هم زمان با طلوع آفتاب، مردم آذربایجان در شهرها و روستاها به چشمه سارها در دامن طبیعت رفته و ضمن شادی سه یا هفت بار از روی آب می پرند و برای خود در سال جدید آرزوی سلامتی می کنند. در این روز با اعتقاد بر این که آب ها هنگام تحویل سال از نو متولد می شوند ، کوزه های کهنه خود را شکسته و کوزه های تازه را با آب پر می کنند. امروزه این رسوم از جمله شال اندازی و آب پر کردن در کوزه ها با تغییرات فرهنگی که در جوامع شهری و روستایی بوجود آمده كمي رنگ باخته - ولي با اين وجود عكس هاي گرفته شده از برگزاري مراسم نوئوستی ( ۲۴ اسفند ۱۳۹۰ و ۲۹ اسفند ۹۱ ) در اردبيل که به صورت مستقل و خودجوش توسط دختران و زنان آذربایجان صورت گرفت ، حرف های ديگري براي گفتن دارد.

 

 

برای دیدن بقیه تصاویر به ادامه مطلب مراجعه کنید


 

مراسم نواوستی سال ۸۹ اردبیل


نوروز قدیمی ترین جشن آذربایجان

برگزاری جشن باستانی نوروز در آذربایجان، از زمان های بسیار کهن مرسوم بوده است. بنا بر یافته های باستان شناسی اخیر، قدمت پهنه جغرافیایی آذربایجان به ٨ هزار سال پیش از میلاد مسیح باز می گردد. بنا بر کنکاشی که از این دوران کهن درآذربایجان به دست آمده، نوروز از دیرباز در این سرزمین و دیگر مناطق ترک زبان جشن گرفته و گرامی داشته شده است.

به باور اقوام تورك آذری، نوروز از ابداعات کشاورزان اولیه است. آن ها معتقدند با تکامل عقلی انسان، کشاورزی به وجود آمد. بعدها این کشاورزان در دوران سلطنت سلسله اشکانیان که ترک تبار بودند در فصل بهار، چند روز پیش از« نوروز » در صحن دربار، ١٢ ستون از خشت خام برپا می کردند و بر بالای هر ستون نوعی از غلات مانند گندم ، جو، ماش ، عدس ، ذرت و غیره را می رویاندند تا بدانند در سالی که در پیش است کدام یک بهتر می روید و محصولش فراوان تر است.

پس از رواج کامل آیین زرتشت ، سه ظرف سبزی به نشانه سه اصل بنیادین پیام زرتشت یعنی " پندار نیک " ، " گفتار نیک " و " کردار نیک " ، در خوان نوروزی جای می گرفتند. به این صورت جشن باستانی نوروز که سال ها پیش از میلاد مسیح در آذربایجان برگزار می شده ، موجب رواج احساسات بشر دوستانه و جهان بینی بوده است. در اوستا ، کتاب مقدس زرتشتیان ، نوروز جشن ستایش رویش طبیعت و جشن زندگانی و حیات است. نوروز هم چنین سرچشمه  فراوانی کشت و سرآغاز تندرستی و برکت و وفور است. در خانه ها نيز گفته اند که هفت نوع سبزی می کاشتند تا آن را که بهتر می رويد بشناسند.

زرتشت خود عامل مهمی در گسترش کشاورزی در آذربایجان بوده است. قید شدن نوروز در سالنامه زرتشت به ۴ هزار سال قبل از میلاد مسیح بر می گردد. پيروان آيين زرتشت را عقيده بر آن است که در روز ششم ماه فروردين ، زرتشت توفيق يافت که با خداوند مناجات کند ، لذا اين روز را به نام « نوروز » جشن می گرفتند.

در قرن نهم پیش از میلاد مسیح ، دولت « تورک ماننا » که از ممالک متمدن مشرق زمین بود در کشاورزی به پیشرفت های فراوانی دست یافته بود. اهالی این دولت با اهالی دول دیگر عید بهار را به صورتی باشکوهی جشن گرفته و مراسم آن را اجرا می کردند.

نظام الملک در سیاستنامه خود نوروز را جشنی مردمی و جشن ملت بر می شمارد. تقویم ١٢ حیوانی ترکان نیز بر اساس ماه های سال به گردش در می آمد و نهایتا در عید نوروز این گردش تجدید می شد.

در « دیوان لغات الترک » محمود کاشقیرلی نیز در مورد آداب و رسوم مربوط به نوروز در میان ترکان می توان به وفور مطالبی را مشاهده کرد که از نوروز به عنوان یکی از بزرگترین جشن های ملت ترک علی الخصوص ترکان آذربایجان نام برده شده است: «در این جشن ملت ترک لباس های نو می پوشیدند و به اجرای مراسم سنتی و ملی چون اجرای حرکات پهلوانی ، ایجاد آتش در اجاق ها ، اجرای رقص ، طبخ غذاهای متنوع ، ایجاد محافل ادبی و هنری ، اجرای موسیقی و ترانه های اصیل به وسیله سازهای ملی آذربایجان همچون کمانچه – تار قوپوز، نوشتن نوروز نامه ، یاد کردن از قهرمانان و شخصیت های مختلف ملت ترک و تجدید عهد و پیمان با خالق هستی بخش و الهه های مربوط به آب و آتش تا که در دوره امپراطوری مادران – آنا خاقانلیقی – در عصر سنگ به وجود آمده بوده است.

در میان اقوام ترک تبار ایرانی ، پختن سمنوی نوروزی به عنوان غذای لذیذی که پس از طبح میان خویشان و همسایگان تقسیم می شود و نهادن آن بر سر سفره هفت سین ، سمبلی است از سرسبزی و طراوت که برکت به همراه می آورد. در نمونه های باقی مانده از ادبيات شفاهی يا فلكلور ، اشعار و داستان های بسياری وجود دارد كه به طور مستقيم يا غير مستقيم ، نوروز و ايام آن نقش مهمي در روند ماجرا ايفا می كنند. مراسم سمنو پزان نیز در آذربایجان اجرا می شود و در مورد آن ترانه هایی خوانده می شود و متناسب با آن رقصی نیز اجرا می شود. پس از دوره صفويه در زمان افشاريه و قاجاريه ، نوروز همچنان گرامی و محترم ماند و حکومت ها نه تنها سر ستيز با آن نداشتند بلکه در رونق آن سعی می کردند.

مراسم ( چهارشنبه سوری ) نیز از مراسم کهن آذربایجان می باشد که در اسفند ماه آن را اجرا می کنند. 

جوانان و نوجوانان آذربايجانی با برداشتن شال يا توبره‌ ای در چهارشنبه سوری خود را برای  اجرای اين رسم قديمی آماده می ‌كنند و اغلب با تاريكی هوا به خانه دوست و آشنا و فاميل و حتی ديگران می ‌روند و شال خود را آويزان می ‌كنند ، به طوری كه ديده نشوند.

در گذشته اكثر خانه‌ها در سقف دريچه‌ای برای تهويه داشتند و معمولا شال از آن قسمت آويزان می‌شد ، تا صاحبخانه هديه‌ای را در آن بپيچد. اما امروزه اين رسم حالتی ديگر يافته است. برای مثال در را می ‌كوبند و وقتی صاحبخانه در را باز كرد بدون ديده شدن بخشی از شال را به داخل خانه می اندازند و در حاليكه‌ گوشه‌ شال را در دست دارند در را به روی صاحب‌خانه می ‌بندند و بعد از گرفتن هديه شال را برداشته فرار می ‌كنند.هديه‌ گذاشته شده در داخل شال می ‌تواند چيزهای مختلفی باشد كه از آن جمله می ‌توان به انواع شيرينی و آجيل چهارشنبه سوری و ميوه اشاره كرد.

زنان ترک چند روز قبل از چهارشنبه آخر سال به بازار می‌روند و برای سال جديد آيينه، كوزه سفالی، لباس نو و همچنين تنقلاتی از قبيل نخود، كشمش،‌ مغز گردو و بادام و غيره را خريداری می ‌نمايند. در شب چهارشنبه گروهی از جوانان در كوچه‌ها يا پشت‌ بام منازل خود مخصوصا در روستاها اقدام به افروختن آتش می‌ كنند و از روی آن می پرند. بعد از آن مراسم «شال اندازی» آغاز می شود. صاحبخانه طبق رسم معمول مقداری تنقلات يا پول، يكی دو دانه سيب سرخ يا تخم ‌مرغ آب پز شده كه در ميان پوست پياز آن را به رنگ سرخ در آورده‌اند را داخل شال گذاشته و با دعای خير و تكان دادن شال يا ريسمان دستمال آن‌ها را روانه می ‌كنند.

در همين شب گروهی از دختران دم بخت و آرزومند از روزنه بام‌ها يا كنار پنجره‌ها به فال گوش ايستاده و بعضی نيز بر سر چهار راه ها می ایستند تا به صحبت‌های عابرين گوش داده و نيت و حاجت خود را با توجه به گفته‌های آن‌ها تفسير و تعبير نمايند.

صبح روز چهارشنبه هم زمان با طلوع آفتاب، مردم شهرها و روستاها به چشمه سارها در دامن طبیعت رفته و ضمن شادی سه یا هفت بار از روی آب می پرند و برای خود در سال جدید آرزوی سلامتی می کنند. در این روز با اعتقاد بر این که آب ها هنگام تحویل سال از نو متولد می شوند ، کوزه های کهنه خود را شکسته و کوزه های تازه را با آب پر می کنند. امروزه این رسوم از جمله شال اندازی و آب پر کردن در کوزها با تغییرات فرهنگی که در جوامع شهری و روستایی بوجود آمده كمي رنگ باخته - ولي با اين وجود عكس هاي گرفته شده از برگزاري اين مراسم در اردبيل حرف ديگري براي گفتن دارد.

 

برگزای مراسم " نواوستی " در اردبیل - ۲۵/۱۲/۸۹ بالیغلی چای - یدی گوز کورپیسی



 
ادامه مطلب

Share/Bookmark

داغ کن - کلوب دات کام
... کنسرت رحیم شهریاری با استقبال پرشور اردبیلی ها برگزار شد
نویسنده : رضا الله قلی پور تاریخ : شنبه نهم اسفند ۱۳۹۳

... کنسرت رحیم شهریاری با استقبال پرشور اردبیلی ها برگزار شد 

 

 

به نقل از صفحه فیسبوکی رحیم شهریاری: ... كنسرت استان اردبيل ، هشتم اسفند . شايد ٤٠٠٠ عاشق موسيقي آذربايجاني خيلي ازدحام جمعيت بود و متاسفانه بعضي جوانها اجازه نميدادند آهنگها را كامل بخونم و مجبور ميشدم قطع كنم وسط آهنگ ، ولي بسيار مردم خونگرم و با انرژي كه اميدوارم در آينده نزديك دوباره كنسرت داشته باشم ولي كمي منظم تر ، كنسرت با شكوهي بود و از همه عز يزان سپاسگزارم ، چنانچه تذكراتي داده ميشد صرفأ جهت ادامه كنسرتها بود و از همه شما كه اينقدر لطف و حمايت كرديد ممنون و ببخشيد اگر تذكرات بنده موجب دل آزردگي بعضيها شده بود.



 

Share/Bookmark

داغ کن - کلوب دات کام
رحیم شهریاری بعد از دوسال به وعده خود عمل کرد: دومین کنسرت بزرگ گروه آراز در اردبیل
نویسنده : رضا الله قلی پور تاریخ : جمعه یکم اسفند ۱۳۹۳

رحیم شهریاری بعد از دوسال به وعده خود عمل کرد 

دومین کنسرت بزرگ گروه آراز در اردبیل 

 

 

 

بعد از 6 سال و به نفع زلزله زدگان آذربایجان

برگزاری کنسرت رحیم شهریاری در اردبیل

بعد از 6 سال ، دوم و سوم شهریور 1391 مجتمع فرهنگی و هنری فدک اردبیل در دو سانس 18 عصر و 21 شب ، و در میان استقبال پرشور علاقمندان به موسیقی آذربایجانی ، شاهد کنسرت گروه موسیقی آراز به رهبری و خوانندگی رحیم شهریاری به نفع زلزله زدگان اهر ، هریس و ورزقان ( قره داغ ) بود. این کنسرت در تمامی سانس های خود با سکوت یک دقیقه ای و در فضای سنگینی از دکور سیاه به یاد و شادی روح آنهایی که جانشان را در زلزله اخیر آذربایجان از دست داده اند ، شروع می شد. به گفته آقای شهریاری و مدیر برنامه های ایشان ، 30 درصد از بهای هر بلیط جهت کمک به زلزله زدگان اختصاص خواهد یافت.

این کنسرت در روز دوم خود و در سانس 9 شب یک مهمان ویژه داشت، آقای چنگیز حبیبیان که با خواندن ترانه ای ، حال و هوای دیگری به فضای سالن و به مهمانان کنسرت رحیم شهریاری داد.

با توجه به استقبال بی نظیر اردبیلی ها از کنسرت گروه آراز ، آقای رحیم شهریاری در دقایق پایانی سانس آخر خود قول برگزاری کنسرت بزرگتری را در یکی از سالن های ورزشی اردبیل ، نظیر سالن سرپوشیده 2000 نفری رضازاده یا تختی ، در آینده ای نچندان دور ، به دوستداران و هواداران خود ، که اکثرا سرپا و ایستاده شاهد اجرای کنسرت ایشان بودند ، داد. 

 

مطلب مرتبط: 

بعد از 6 سال و به نفع زلزله زدگان آذربایجان؛ برگزاری کنسرت رحیم شهریاری در اردبیل



 

Share/Bookmark

داغ کن - کلوب دات کام
155 ، 156 ، 157 ، 158 و 159مین فوتبالیست هایی که چاپ شدند
نویسنده : رضا الله قلی پور تاریخ : دوشنبه بیستم بهمن ۱۳۹۳

 

 155مین فوتبالیست ... 

 

 156مین فوتبالیست ...  

 

 

157مین فوتبالیست ...  

 

 

158مین فوتبالیست ...  

 

 

159مین فوتبالیست ...  

 تنها نشریه سراسری هواداری ورزش آذربایجان  

 فوتبالیست را از روزنامه فروشی ها بخواهید
با خريد و معرفي به همه از اولين و تنها نشريه مستقل هواداري ورزش آذربايجان حمايت كنيم. 



 

Share/Bookmark

داغ کن - کلوب دات کام
امام آمد ...
نویسنده : رضا الله قلی پور تاریخ : شنبه یازدهم بهمن ۱۳۹۳

 

امام آمد ...

 

 



 

Share/Bookmark

داغ کن - کلوب دات کام
سن اولماسان ، یاز اولماز! ... گینه بیر گوزل ماهنی علی پرمهردن
نویسنده : رضا الله قلی پور تاریخ : سه شنبه هفتم بهمن ۱۳۹۳

 گینه بیر گوزل ماهنی علی پرمهردن

سن اولماسان ، یاز اولماز! 

   

دانلود تصویری 

 

دانلود صوتی



 

Share/Bookmark

داغ کن - کلوب دات کام
تقدیم به 4 بهمن! ... ائوده ن چؤله چیخما!
نویسنده : رضا الله قلی پور تاریخ : جمعه سوم بهمن ۱۳۹۳

تقدیم به 4 بهمن  

 بیر ائیل کشدی ... یک سال گذشت 

... به همین سادگی و به سرعت باد ، یک سال از عقدمان گذشت! ...

  

 

 

" border="0">

 

 

 

 

 

دریافت فایل صوتی MP3  

دریافت فایل ویدیوئی ( تصویری )  

 



 

Share/Bookmark

داغ کن - کلوب دات کام

.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.

 

 

 
آخرين عناوين مطالب
» وبلاگ نیمچه روزنامه نگار قربانی بیشعوری بلاگفا! ... مدیر بلاگفا این کتاب را بخوانید شاید کارساز شد
» برکتلی ایل لر ... نوروز بایرامی موبارک اولسون
» چهارشنبه سوری در آذربایجان
» دعوت به مراسم " نو اوستی " سال 93 اردبیل - یدی گوز کورپیسی
» ... کنسرت رحیم شهریاری با استقبال پرشور اردبیلی ها برگزار شد
» رحیم شهریاری بعد از دوسال به وعده خود عمل کرد: دومین کنسرت بزرگ گروه آراز در اردبیل
» 155 ، 156 ، 157 ، 158 و 159مین فوتبالیست هایی که چاپ شدند
» امام آمد ...
» سن اولماسان ، یاز اولماز! ... گینه بیر گوزل ماهنی علی پرمهردن
» تقدیم به 4 بهمن! ... ائوده ن چؤله چیخما!
» وقتی هوادار دو آتیشه تراکتور در صدا سیما نوای آذربایجانی می‌خواند
» بیر گوزل ماهنی: یاغیش آلتیندا ... خدایا بابت آفرینش علی پرمهر مچکرم!
» امید به زندگی در کشور های مختلف جهان
» تصاويري از مجله دانشمند سال‌هاي ۴۷ و ۴۸ شمسي
» قرن 21 ، قرن ملت هاست!
» Happy New Year! ... 2015
» پـَــت و مــَت ...
» تاوان شیر بودن ...
» ... آدم چطور می تواند خیلی دوام بیاورد؟!
» عجب مکافاتی است این تاکسی سوار شدن!
» ... نه چیخار یامانلیقدان؟
» ﺷﺐ ﯾﻠﺪﺍ ﯾﺎ ﭼﯿﻠﻠﻪ ﮔﺠﻪﺳﯽ؟
» وضعیت آزادی مطبوعات و رسانه‌ها در سال ۲۰۱۴ میلادی به هیچ‌ وجه بهتر نشده است.
» دانلود همه آهنگ های هواداری تیم فوتبال تیراختور آذربایجان
» اربعین تسلیت ...
» سه روایت از ۲۱ آذر آذربایجان ...
» معنی عطسه کردن در هفت روز هفته و ۱۸ ساعت شبانه روز
» 150 ، 151 ، 152 ، 153 و 154مین فوتبالیست هایی که چاپ شدند ...
» مرز بین نیمچه روزنامه نگار با پان ترکیسم ، پان آذریسم و پان های دیگر
» قهرمانی نیم فصل تیراختور مبارک!

تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به نیمچه روزنامه نگار مي باشد.