X
تبلیغات

نیمچه روزنامه نگار
سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی ، ورزشی ، طنز و ... ( دوره جدید )
 
 

آذربایجانین تیـــراختورچی قیزلار گونی موبارک-۲۷ فروردین روز دختران هوادار تیراختورآذربایجان
نویسنده : رضا الله قلی پور تاریخ : سه شنبه بیست و ششم فروردین 1393

آذربایجانین تیــــــــــــــــــــــراختورچی قیزلار گونی موبارک

۲۷ فروردین - ۱۶ آوریل روز دختران هوادار تیراختور آذربایجان

 

پوستر سال ۸۹ که از دختران برای حضور در بالای تپه های اطراف استادیوم سهند جهت تشویق تیم تیراختور آذربایجان دعوت کرده بود

 

۲۷ فروردین ۱۳۸۹ تنها برای یک نفر می تواند در این دنیا بهترین خاطره و زیباترین صحنه به یاد ماندنی باشد. آن کسی نیست به جز دختری که توانست به دعوت خودجوش هوادارن تیراختور آذربایجان عمل کند و با پرچم قرمز از تپه های اطراف استادیوم سهند بالا برود و برای همیشه در تاریخ معاصر آذربایجان جرات و شجاعت دختران آن دیار را به ثبت برساند. شاید تا ابد او را نشناسیم و او در گمنامی بماند. اما هر که است و هر کجاست به احترامش فریاد می زنم: یاشاسین آذربایجان قیزلاری!

 

مشاهده و دانلود کلیپی به این مناسبت

 

لینک دانلود



 

Share/Bookmark

داغ کن - کلوب دات کام

... و اما بالاخره اوکراین!!
نویسنده : رضا الله قلی پور تاریخ : سه شنبه بیست و ششم فروردین 1393



 

Share/Bookmark

داغ کن - کلوب دات کام

آذربایجان آناسی ...
نویسنده : رضا الله قلی پور تاریخ : شنبه بیست و سوم فروردین 1393

عکس مربوط به مراسم فردای آخرین چارشنبه سال ۹۱؛ " نواوستی آذربایجان " در محل پل هفت چشمه رودخانه بالیقلی ( بالیغلی چایین یدی گوز کورپیسی ) اردبیل می باشد.



 

Share/Bookmark

داغ کن - کلوب دات کام

یادش بخیر اون وختا ... ( 6 )
نویسنده : رضا الله قلی پور تاریخ : سه شنبه نوزدهم فروردین 1393
فرهنگ نیوز به صورت دنباله وار سبک زندگی های مثبت گذشته را در قالب کاریکاتور (کمیک استریپ) با موضوعات مختلف و با عنوان " یادش بخیر اون وختا ... " یاد آوری کرده و با شرایط زندگی امروز مقایسه می کند. و من هم از روی خوش آمدی باز نشرش می کنم ...

یادش بخیر اون وختا ... ( 6 )



 

Share/Bookmark

داغ کن - کلوب دات کام

... و اما یارانه!
نویسنده : رضا الله قلی پور تاریخ : یکشنبه هفدهم فروردین 1393



 

Share/Bookmark

داغ کن - کلوب دات کام

طبیعت گونو قوتلو اولسون ... من خود آن سیزدهم کز همه عالم به درم
نویسنده : رضا الله قلی پور تاریخ : چهارشنبه سیزدهم فروردین 1393

موتلویام نوروزون 7سین سوفره سین ییغیشدیرماغی ایله:
قورآنی؛ سیزی ساخلیا ، آیناسی؛ یاشاییشیزا آیدینلیق ،
سیكه سی عمروزه بركت ، یاشیللیقی كونلوزه طراوت ،
بالیغی؛ یاشاییشا آزادلیق و داوام وئرمك ایسته یین سیزه باغیشلیا
طبیعت گونو قوتلو اولسون...

یار و همسر نگرفتم که گرو بود سرم
تو شدی مادر و من با همه پیری پسرم
تو جگر گوشه هم از شیر بریدی و هنوز
من بیچاره همان عاشق خونین جگرم
خون دل میخورم و چشم نظر بازم جام
جرمم این است که صاحبدل و صاحبنظرم
منکه با عشق نراندم به جوانی هوسی
هوس عشق و جوانیست به پیرانه سرم
پدرت گوهر خود تا به زر و سیم فروخت
پدر عشق بسوزد که در آمد پدرم
عشق و آزادگی و حسن و جوانی و هنر
عجبا هیچ نیرزید که بی سیم و زرم
هنرم کاش گره بند زر و سیمم بود
که به بازار تو کاری نگشود از هنرم
سیزده را همه عالم به در امروز از شهر
من خود آن سیزدهم کز همه عالم به درم
تا به دیوار و درش تازه کنم عهد قدیم
گاهی از کوچه معشوقه خود می گذرم
تو از آن دگری رو که مرا یاد تو بس
خود تو دانی که من از کان جهانی دگرم
از شکار دگران چشم و دلی دارم سیر
شیرم و جوی شغالان نبود آبخورم
خون دل موج زند در جگرم چون یاقوت
شهریارا چه کنم لعلم و والا گهرم


 



 

Share/Bookmark

داغ کن - کلوب دات کام

یادش بخیر اون وختا ... (۵)
نویسنده : رضا الله قلی پور تاریخ : دوشنبه یازدهم فروردین 1393
فرهنگ نیوز به صورت دنباله وار سبک زندگی های مثبت گذشته را در قالب کاریکاتور (کمیک استریپ) با موضوعات مختلف و با عنوان " یادش بخیر اون وختا ... " یاد آوری کرده و با شرایط زندگی امروز مقایسه می کند. و من هم از روی خوش آمدی باز نشرش می کنم ...

یادش بخیر اون وختا ... (۵)



 

Share/Bookmark

داغ کن - کلوب دات کام

درسی از دشمن! ... آنها حاضر شدند برای اجساد سربازانشان بهای گزافی بپردازند
نویسنده : رضا الله قلی پور تاریخ : سه شنبه پنجم فروردین 1393

درسی از دشمن!
آنها حاضر شدند برای اجساد سربازانشان بهای گزافی بپردازند

الداد رگب و اهود گلدوا از سربازان وظیفه ارتش رژیم صهیونیستی؛ اسرائیل غاصب بودند که در تاریخ ۱۲ ژوئیه ۲۰۰۶ میلادی ، در پی عملیات چریکی مبارزان لبنانی موسوم به «وعده راستین» در خط مرزی اسرائیل با لبنان ربوده شده و به خاک لبنان منتقل شدند. این حادثه منجر به جنگ اسرائیل و لبنان شد. اهود اولمرت نخست وزیر وقت، در روز ۲۹ ژوئن ۲۰۰۸ میلادی در جلسه کابینه اسرائیل، به طور قطعی اعلام داشت که: «الداد رگب و اهود گولدواسر، زنده نیستند. با این همه اسرائیل حاضر است برای باز پس گرفتن پیکرهای آنان بهای گزافی بپردازد» نهایتا در تاریخ ۱۶ ژوئیه ۲۰۰۸ میلادی (۲۶ تیر ۱۳۸۷)، جسد الداد رگب و اهود گولدواسر با پنج زندانی زنده لبنانی از جمله یک مبارز فلسطینی به نام سمیر قنطار که به اتهام قتل یک خانواده اسرائیلی به زندان ابد محکوم شده بود، بعلاوه اجساد ۱۹۹ نفر از مبارزان فلسطینی و لبنانی معاوضه شد.


سمیر قنطار که بود ؟

بنا به منابع وابسته به رژیم صهیونیستی؛ سمیر قنطار در آوریل ۱۹۷۹ میلادی همراه سه هم‌رزم خود با یک قایق لاستیکی موتوری از ساحل لبنان به داخل خاک اسرائیل نفوذ کرده و در ساحل شهر نهریا پیاده شدند. او پس از قتل یک پلیس اسرائیلی به خانه یک خانواده اسرائیلی که در خواب بودند حمله برد و پدر خانواده، دنی هاران، و دختر ۴ ساله‌اش، عینات را از خانه بیرون برد در حالی که مادر در گوشه‌ای از خانه همراه دختر دو ساله‌اش مخفی شده بود. مادر از ترس این که دخترش فریاد بکشد دهانش را با دست پوشانده بود که به خفگی و مرگ دخترش انجامید. به گفته شاهدان قنطار پدر و دختر را به ساحل برد، از پشت به سر پدر شلیک کرد. سپس با قرار دادن سر دختر ۴ ساله بر روی سنگ کوبیدن قنداق تفنگ بر آن، جمجمه او را خُرد کرد که به مرگ دختر ۴ ساله انجامید ( انتقام به خاطر رفتار وحشیانه سربازان اسرائیلی با خانواده وی که پدر یکی از آنها بوده است ).



جنبش جیش العدل یکی از سربازان وظیفه اسیر را وقتی ما برای سال نو شادی می کردیم در خاک پاکستان کشت! ... به همین سادگی



 

Share/Bookmark

داغ کن - کلوب دات کام

نوروز بایرامی موبارک اولسون ... عید نوروز مبارک ... Novruz qutlu olsun ... Happy Nowruz
نویسنده : رضا الله قلی پور تاریخ : جمعه یکم فروردین 1393

نوروز بایرامی موبارک اولسون

عید نوروز مبارک


turkish(az) : Novruz qutlu olsun
turkish(tr) : nevruz kutlu olsun
english : Happy Nowruz
farsi : نوروز مبارک
spanish : Feliz Nowruz
german : Glückliche Nowruz
dutch : Gelukkig Nowruz
greek ; Καλή Νορούζ
french : Joyeux Norouz
hindi : खुश nowruz
russian : Счастливые Навруз
potuguese : Nowruz feliz
chinese : 快乐诺鲁齐
 

آذربایجان ماهنی لاری نوروز بایرامی اوچون

ترانه های آذربایجانی به مناست عید نوروز

ملک خانیم ایوب اوا

آی گون کاظیم اوا و محمدباقر باقرزاده

متانت ایسکندرلی

صاحیب کورده خانلی

 



 

Share/Bookmark

داغ کن - کلوب دات کام

چهارشنبه سوری در آذربایجان
نویسنده : رضا الله قلی پور تاریخ : دوشنبه بیست و ششم اسفند 1392

چهارشنبه سوری در آذربایجان

 

اگر نگاهی به فرهنگ آذربایجان بیاندازیم برای اکثر ایام و فصول سال مراسمات مختلفی می بینیم، که این نیز نشان بارز از فرهنگ غنی و قدرتمند آذربایجان می باشد.

برای آشنایی با بیشتر این مراسمات و شناخت مناسبت های مختلف آذربایجان، علاوه بر میراث مکتوب، فولکولور یا فرهنگ شفاهی آذربایجان نیز کمک شایانی به ما می کند.

یکی از این مناسبت ها، مراسمات مربوط به چهارشنبه های آخر سال می باشد که مقدمه ای تلقی می شوند برای مراسمات تحویل سال جدید.

عده ای برآنند که چهار بودن چهارشنبه های آخر سال به نوعی با فرضیه فیثاغورس مربوط می باشند. چرا که وی عدد چهار را اصل و ریشه طبیعت جاودان می داند. لذا بنا به اعتقاد اینها، عدد چهار در این آیین چهار وجه دارد که اولین آن منسوب به باد و در آن نیز باد می آید. دومین خاک، سومین آتش و سرانجام آب که در این زمان از یخ بستن خاک کاسته می شود و زمین نفس می کشد. تاریخ ما تورک های آذربایجان، فلسفه هر یک از ایام را به خوبی برای ما روشن می سازد و رابطه و احترام نیاکانمان را به طبیعت نشان می دهد. به همین خاطر نیز حتی ساعت های مختلف روز نیز برای خود دارای جایگاه مخصوصی می باشند. و مراسمات این ایام ( نوروز ) فلسفه های خاص خود را دارند که درک آنها نیاز به تدقیق در میراث معنوی به جا مانده از نیاکانمان دارد. در این مقال مختصری در مورد مراسمات مربوط به چهارشنبه های آخر سال ذکر می شود.

چهارشنبه های آخر سال را به ترتیب با اسامی چهار عنصر طبیعی مشخص کرد ه اند که عبارتند از: “سو چرشنبه سی” (چهارشنبه آب) ، “اود چرشنبه سی” (چهارشنبه آتش) ، “یئل چرشنبه سی” (چهارشنبه باد) و “توپراق چرشنبه سی” (چهارشنبه خاک) که به اسامی دیگری نیز مانند: “سور چرشنبه سی” (چهارشنبه سوری)، ” “لوطی چرشنبه سی” (چهارشنبه لوطی) معروف می باشد.

 

1- “سور” در زبان تورکی به معنای شادی، سرور، گذراندن روزگار به خوبی می باشد.

به باور و اعتقاد نیاکان ما، “یئل، اود و سو” ( باد ، آتش و آب ) به مهمانی توپراق ( خاک ) می روند و در معبد توپراق جمع می شوند و روزهای سخت زمستانی را که توام با قحطی و فلاکت و سختی بوده است بر او عرضه می دارند و الهه توپراق را به بیداری دعوت می کنند و این چهار الهه دست در دست همدیگر با خواندن این شعر:

 

سو گلدی ها، اود گلدی ها، یئل گلدی

آب آمد، آتش آمد، باد آمد

 

تزه عؤمور , تزه تاخیل ایل گلدی

عمر تازه، روییدنی و سال تازه اومد

 

دنیای روشنایی ها را به مردم به ارمغان می آورند و مردم نیز با دیدن این وضعیت به جشن و پایکوبی در طبیعت می پردازند. البته امروزه روز مردم به سان گذشته تمامی مراسمات مربوط به هر یک از چهارشنبه های مذکور را به جا نمی آورند ولی عموما با اجرای مختلف آنها موجب پایداری آنها می شوند.

 

چرشنبه لیک

در چهارشنبه آخر سال از طرف خانواده داماد به خانه تازه عروس هدایایی با عنوان “چرشنبه لیک” (هدیه روز چهارشنبه ) فرستاده می شود. در میان این هدایا می توان سبزه عید، چند شاخه گل سرخ، تعدادی ماهی قرمز، آجیل، لباس، چادری و… مشاهده کرد. همچنین سفره هفت سین، آینه، شانه و سرمه نیز همراه آن به خانه عروس می فرستند.

“چرشنبه بازاری” ( خرید روز چهارشنبه ) نیز آداب مخصوص به خود را دارد. همه مردم به بازار می روند و “چرشنبه لیک” می خرند. چرشنبه لیک عبارت است از آینه، شانه، جارو، آجیل و… در این روز برای بچه ها نیز اسباب بازی می خرند. در آذربایجان وقتی برای بچه ها اسباب بازی می خرندبه شوخی گفته می شود: “چرشنبه اوشاغی، بئشی بیر شاهی” (کودک چهارشنبه، پنج تاشون یک عباسی)

و آن شخصی که فرزندان زیادی دارد زمانی که برای خرید به بازار می رود، این ندا را برای وی سر می دهند: “چرشنبه بالالاری” (بچه های چهارشنبه).

در این روز معمولا غذاهایی مانند پلو و کوفته درست می کنند. هنگام درست کردن کوفته، یک کوفته اضافه می پزند و به آن “غئییب پایی” (سهم غایب) می گویند که سهم مهمان ناخوانده می باشد.

در این روز همچنین گندم بو داده (قورقا) درست می کنند و در بعضی از مناطق، ریش سفید فامیل هنگام روشن کردن آتش در پشت بام، یک خط دایره ای کشیده و قورقا ها را داخل آن پخش می کند و سپس شروع به دعاهایی از این قبیل می کند:

" بسم الله الرحمن الرحیم، الهم صلی علی محمد و آل محمد، ای خدا، انشاالله که نوروز محمد، ثروت و دولت ابراهیم، عمر نوح، سلامتی و ارزانی نعمت برای ما و همسایگانمان عنایت فرما، برای اشخاص بدون اولاد، اولاد، برای جوانها سلامتی، برای پیران طول عمر، برای بیماران شفا، برای فقرا مال و ثروت، برای ثروتمندان کرامت عنایت فرما. مردم را نسبت به یکدیگر مهربان کن، آمین یا رب العالمین”

بعد از دعا، مشتی از قورقاها و نخود و عدس برداشته و بعد از نیت و درخواست روزهای خوش برای همه از خدا، آنها را به سوی آسمان پرت می کند و می گوید: “بودا قوشلارین پایی” (این هم سهم پرندگان).

 

وسایل شادی

وسایل شادی زیادی برای شادی و جشن این روز وجود دارد. از میان آنها می توان به “ترقه، یئتددی تاراقا، تومانا گیره ن، ال بمبی و…” اشاره کرد. که از طرف جوان ها پرتاب شده و منفجر می شوند. در بعضی از مناطق از “توپ اودی” (توپ آتشین) نیز استفاده می کنند. این توپ از پارچه هایی که به همدیگر تنیده شده اند در چهارشنبه آخر سال آتش زده می شود و جوان ها در محل ها آن را به سوی همدیگر پرتاب می کنند.

“توولاما” از دیگروسایل شادی است. در درون این توولاما ها (گردونه های آتش) خرده های آلومینیوم و آتش ریخته و آنها را می چرخانند و هنگام چرخش، گلوله های سفید آتش همه جا پخش می شود.

از تفریحات دیگر این موقع “یومورتا چاقیشدیرماق” (بازی تخم مرغ ) می باشد. نحوه بازی بدین شکل است که جوانان در میدانگاه ها جمع می شوند و تخم مرغ هایی که آب پز شده اند را به یکدیگر می زنند تا ببینند کدامیک زودتر می شکند. کسی که تخم مرغش می شکند بازنده است و باید آن را به فرد برنده بدهد.

 

فال گوش وایستادن:

فال گوش وایستادن را نیز می توان از رسومات مربوط به این روز به حساب آورد. در روستاها از منافذ پشت بام ها و دیوارها و در شهرها از پشت درها، اشخاصی که می خواهند به این طریق برای خود “فال گوش” بگبرند با گوش خواباندن، سعی می کنند سخنان افراد داخل خانه ها را بشنوند و بعد از آن، نیت ها و خواسته هایی که در ذهن و دل خود گرفته اند را به وسیله این حرف ها تعبیر می کنند. به همین خاطر در این روز در خانه ها حرف هایی که رد و بدل می شود حرف هایی دلنشین و زیبا می باشد.

 

فال آب:

از دیگر فال های این روز “سو فالی” (فال آب) می باشد. دخترها، عروس خانم ها و زن ها، هر کدام وسایلی مانند سنجاق، دکمه، منجق و… را در داخل ظرفی که داخل آن آب است می اندازند سپس یک نفر بایاتی (دوبیتی تورکی) می خواند و یک کودک کم سن و سال یک به یک وسایل را از داخل ظرف بیرون می آورد. برای وسایل هر کس، از بایاتی هایی که خوانده شده تعابیری وجود دارد. خوانندگان بایاتی ها سعی می کنند حرفهای زیبا و دلنشین را بر زبان جاری سازند.

 

چهارشنبه سوری و روشن کردن آتش:

یکی از مراسمات مهم این روز، روشن کردن آتش و پریدن از روی آن می باشد. روایت های زیادی در مورد این مراسم وجود دارد. بعضی، به وجود آمدن این رسم را به زمان زرتشت پیامبر نسبت می دهند و بعضی آن را رسمی می دانند که از زمان مختار ثقفی (انتقام گیرنده خون امام حسین (ع) ) باقی مانده است. چرا که اینها معتقدند مختار با طرفدران خود قراری می گذارد مبنی بر اینکه در شب چهارشنبه در پشت بام ها آتش روشن کنند، تا بدین وسیله دست به قیام بزنند و همه را آگاه سازند. و بدین طریق گرفتن انتقام خون امام حسین از دشمانش شروع می شود. و از آن روز به بعد، مردم، چنین روزی را روز شادی خود انتخاب می کنند.

عده ای بر این باورند که “سوری” واژه ای کردی و به معنای قرمزی و سرخی می باشد. ولی با نگاهی به تاریخ باشکوه تورک خلاف این موضوع برای ما ثابت می شود و ریشه این کلمه و همچنین ریشه مراسمات مختلف این روز را در این تاریخ مشاهده می کنیم. و حتی شاید بتوان گفت که سومرها (قبائیل تورک ) اولین مردمانی بوده اند که مراسمات مربوط به چهارشنبه های آخر سال و نوروز را جشن می گرفتند. چنانچه آقای دکتر مهرداد بهار نیز در مدخل کتاب “تخت جمشید” خود و هم در مصاحبه خود با مجله آدینه (شماره بهار 1372) چنین تصریح می کند: “…جشن نوروز در اصل یک جشن آریایی نبوده بلکه نخست در بین سومریان مرسوم بوده است… این آیین از بین النهرین به دیگر مناطق جهان و از جمله ایران رفته است…”.. البته خود کلمه “سور” (sur) در زبان تورکی به معنای سرور و شادمانی می باشد. در آداب و سنن قدیمی ما تورک ها 4 چهارشنبه ماقبل نوروز جشن گرفته می شد و در چهارشنبه آخرین بر فراز تپه بلندی آتش افروخته تا قبل از طلوع آفتاب از روی آن می پریدند. رسم برافروختن آتش اشاره به یک حادثه تاریخی نیز می کند و آن اینکه تورکانی که در “ارگنه گون” , نام مکانی- در محاصره بودند به کمک افروختن آتش توانستند محاصره را شکسته، راه سرزمین پدریشان را بیابند.

این روز رستاخیز یعنی بازگشت به سرزمین مصادف بود با شروع فصل بهار، بهمین خاطر خان تورکان هر ساله بیادبود آن روز آتش بزرگی افروخته و با کوبیدن پتک بر روی آهنی که در آتش بزرگ قرار داده شده آغاز سال و جشن را اعلام می کند.

آتشکده های به جا مانده از گذشته ها نیز نشان می دهد که این عنصر طبیعی در میان ملت تورک برای خود اهمیت خاصی داشته لذا مراسمات فعلی زنجیره خود را از گذشته حفظ کرده و اگر قالب ها نیز عوض شده باشند ولی مفهوم ذاتی خود را از دست نداده اند. پس نمی توان به همین راحتی صحبت از کردی یا عربی یا … بودن کلماتی مانند سوری کرد. شاید در میان قوم کرد این واژه به معنای قرمزی باشد، ولی آن نمی تواند دلیلی بر تسری آن بر واژه های مشابه آن در فرهنگ ملت های دیگر به همان معنا باشد.

بعد از غروب آفتاب، آتش ها روشن می شوند و همه سعی می کنند از روی آن بپرند. زمان روشن کردن آتش از” اوزه رلیک” ( اسپند ) که از بازار خریده شده می سوزانند و اعتقادی وجود دارد که پریدن از روی آتش موجب خوشبختی و گشایش بخت می شود.

موقع پریدن از روی آتش چنین نغمه هایی خوانده می شود:

 

آتیل , باتیل چرشنبه

بختیم آچیل چرشنبه

آغیرلیغیم , اوغورلوغوم اودلارا

منیم له هوپولمایان یادلارا

آغیریلیغیم اود اولسون

اوددا یانان یاد اولسون

اود اوستن آتداناق

هر جفایا قاتداناق

آغیرلیغیم , اوغورلوغوم اودلارا

منیم له هوپولمایان یادللارا

آتیل , توتول چرشنبه

چیللم توکول چرشنبه

بختیم آچیل چرشنبه

عالم گرانقدر مرحوم پروفسور محمد تقی کیریشچی ( ذهتابی ) در کتاب تاریخ دیرین ترک های ایران ( ایران تورکلرینین اسکی تاریخی ) با اشاره به این رسم چنین بیان می کند: “اهل منزل و حتی پیرمردهای 90 ساله به پشت بام می روند و در حالی که مقابل آتش می ایستند و دستهای شان را رو به آسمان گرفته اند می گویند: خدایا تو را هزاران بار شکر، پارسال ده تومان سرمایه داشتیم، سراسر سال را کار کردیم، منفعت کردیم و زندگیمان را به خوبی گذراندیم و همان ده تومان باز هم باقی است. و سپس به بچه ها اشاره می کند که مراسم را شروع کنند و بچه ها نغمه های مربوط به این مراسم را سر می دهند و مشغول شادمانی و پریدن از روی آتش می شوند. به مراسمات مربوط به آتش روشن کردن " نادارا " می گویند.

در بعضی از مناطق بعد از پردن از روی آتش، باز هم با باورها و رسوم مختلفی رو در رو می شویم. برای مثال دخترها بعد از پریدن از روی آتش موقعی که به خانه برمی گردند کفش هایشان را درمی آورند و به طرف آستانه در خانه پرت می کنند. اعتقاد و باور بر این است که اگر پاشنه کفش ها به طرف منزل باشد آن سال به خانه بخت خواهند رفت.

و در بعضی مناطق بعد از پریدن از روی آتش بر روی یک بیل یا یک پارو سوار می شوند و مثل اسب به سواری کردن با آن می پردازند. از کسی که بر روی پارو سوار شده می پرسند “کجا می روی” و او هم نام جایی که آرزو دارد در سال جدید برود، بر زبان جاری می سازد. همچنین مردم از خاکسترهای آتش برمی دارند و موقع صبح، کنار آب رفته و خاکسترها را بر روی آب می ریزند ( مراسم نوئوستی ). و با گرفتن ناخن های خود می گویند:

 

آغیرلیغیم , اوغورلوغوم گئت

قادا , بلا بیزی ترک ائت

 

پختن سمنو

سمنو جزء غذاهایی است که در آخر سال خانم ها با همکاری یکدیگر به پخت آن مشغول می شوند.

یکی از سمبل ها و نشانه های بارز باستانی ترین عید تورک ها – نوروز - پختن سمنو می باشد. که جزء رسوم زیبای آذربایجان می باشد.

خانم ها، در ظرف ها و سینی هایی گندم ها را ریخته و پس از آبیاری آنها یک پارچه نازک بر روی آنها می کشند. بعد از چند روز گندم ها شروع به جوانه زدن می کنند در این موقع پارچه نازک را از روی گندم های جوانه زده بر می دارند و یکی دو روز هم به آن حالت نگه می دارند. بعد از این موقع، گندم ها را برداشته و بعد از له کردن آنها در یک توبره ریخته و آب آنها را می گیرند سپس این آب را در درون دیگ ریخته و می گذارند روی اجاق کم شعله. هنگامی که سمنو شروع به جوشیدن می کند در دیگ را می گذارند و یک جانماز، تسبیح، آینه و سفره قرآن باز کرده و دیگ را به حال خود گذاشته و اطراف دیگ را خلوت می کنند.

چنین اعتقادی وجود دارد که هنگام جوشیدن سمنو حضرت فاطمه (س) می آید و مزه و شیرینی به آن می دهد. بعد از پخته شدن سمنو، شروع به پخش سمنو می کنند. در دیگ سمنو “بادام پوسته دار” نیز می ریزند، چرا که باور بر این است که هر کس این بادام ها را در کیسه پولش بگذارد پولش برکت پیدا کرده و زیاد می شود.

“ترانه سمنو” یکی از ترانه های آشنا برای آذربایجانی ها می باشد که همراه با احساسات زیبا، اهمیت سمنو را در میان آذربایجانی ها نشان می دهد.

 

سمنی آی سمنی

هر یازدا سن یادا سال منی

سمنی ساخلا منی

ایل ده گؤیردیم سنی

گولوش دوغار دوداغلاردا سمنی

بیزیم ائللر اوخور بو نغمه نی

سمنی آی سمنی ساخلا منی

دوزوم دؤرد یانینا نرگس، یا سمنی

بو بایرامدا هر ایل بایرام دوزه لدن

من ال چکمم سندن کیمی گوزه لدن

سفره لر بزه ییرسن ازلدن

یاراشیرسان اوتاقلارا سمنی

 

سمنو آی سمنو

در هر بهار مرا به یاد بیار، سمنو

سمنو! از من محافظت کن

تا هر سال تو را سبز کرده و بپزم

سمنو! تبسم بر لب ها می نشیند

ملت ما این ترانه را می خوانند

سمنو آی سمنو مرا حفظ کن

تا در چهار گوشه ات گل نرگس بچینم

این عید نیز مثل عیدهای گذشته که تو را می پختم

من از مه رویی مثل تو دست نخواهم کشید

از ازل تا حالا سفره ها را رنگین می کنی

زینت بخش منازل هستی

 

“شال سالاماق” ( رسم شال اندازی)

یکی از رسومات جالب توجه در چهارشنبه آخر سال انداختن شال از سوراخ های پشت بام خانه ها می باشد. معمولا در این شب جوانان و بخصوص تازه دامادها شالهایی به رنگ قرمز را از سوراخ های پشت بام ها ( که برای تهویه درست شده اند ) به داخل خانه ها می اندازند و صاحب خانه نیز جورابی، پیراهنی و … به آن می بندد. تازه دامادها نیز می گویند که نامزدم را به شال ببندید، اطرافیان عروس نیز می گویند که نمی شود و در عوض جوراب، آجیل و… به شال می بندند.

استاد شیرین سخن، شهریار در منظومه حیدربابا این رسم را به صورت منظوم چنین توصیف می کند:

 

بايراميدى ، گئجه قوشى اوخوردى

آداخلى قيز ، بيگ جوْرابى توْخوردى

هركس شالين بير باجادان سوْخوردى

آى نه گؤزل قايدادى شال ساللاماق !

بيگ شالينا بايرامليغين باغلاماق !

 

شال ايسته ديم منده ائوده آغلاديم

بير شال آليب ، تئز بئليمه باغلاديم

غلام گيله قاشديم ، شالى ساللاديم

فاطمه خالا منه جوراب باغلادى

خان ننه مى يادا ساليب ، آغلادى

حيدربابا ، ميرزَممدين باخچاسى

باخچالارين تورشا-شيرين آلچاسى

گلينلرين دوْزمه لرى ، طاخچاسى

هى دوْزوْلر گؤزلريمين رفينده

خيمه وورار خاطره لر صفينده

بايرام اوْلوب ، قيزيل پالچيق اَزَللر

ناققيش ووروب ، اوتاقلارى بَزَللر

طاخچالارا دوْزمه لرى دوْزللر

قيز-گلينين فندیقچاسى ، حناسى

هَوَسله نر آناسى ، قايناناسى

باكى چى نين سؤزى ، سوْوى ، كاغيذى

اينكلرين بولاماسى ، آغوزى

چرشنبه نين گيردكانى ، مويزى

قيزلار دييه ر : ” آتيل ماتيل چرشنبه

آينا تكين بختيم آچيل چرشنبه “

يومورتانى گؤيچك ، گوللى بوْيارديق

چاققيشديريب ، سينانلارين سوْيارديق

اوْيناماقدان بيرجه مگر دوْيارديق ؟

على منه ياشيل آشيق وئرردى

ارضا منه نوروزگوْلى درردى

 

نوروز بود و مُرغ شباويز در سُرود

جورابِ يار بافته در دستِ يار بود

آويخته ز روزنه ها شال ها فرود

اين رسم شال و روزنه خود رسم محشرى است!

عيدى به شالِ نامزدان چيز ديگرى است!

با گريه خواستم كه همان شب روم به بام

شالى گرفته بستم و رفتم به وقتِ شام

آويخته ز روزنة خانة غُلام

جوراب بست و ديدمش آن شب ز روزنه

بگريست خاله فاطمه با ياد خانْ ننه

در باغ هاى ميرزامحمد ز شاخسار

آلوچه هاى سبز و تُرش ، همچو گوشوار

و ان چيدنى به تاقچه ها اندر آن ديار

صف بسته اند و بر رفِ چشمم نشسته اند

صف ها به خط خاطره ام خيمه بسته اند

نوروز را سرشتنِ گِلهايِ چون طلا

با نقش آن طلا در و ديوار در جلا

هر چيدنى به تاقچه ها دور از او بلا

رنگ حنا و فَنْدُقة دست دختران

دلها ربوده از همه كس ، خاصّه مادران

با پيك بادكوبه رسد نامه و خبر

زايند گاوها و پر از شير ، بام و در

آجيلِ چارشنبه ز هر گونه خشك و تر

دخترها می گویند :‌ ” آتيل ماتيل چرشنبه

آينا تكين بختيم آچيل چرشنبه “

با تخم مرغ هاى گُلى رنگِ پُرنگار

با كودكان دهكده مى باختم قِمار

ما در قِمار و مادرِ ما هم در انتظار

من داشتم بسى گل وقاپِ قمارها

از دوستان على و رضا يادگارها

 

رسومات زیادی برای چهارشنبه های آخر سال وجود دارد که سعی خواهد شد در مجالی دیگر بصورت بسیط مورد بررسی قرار گیرد. ولی برای حسن ختام، چند رسم دیگر از مراسمات و رسوم چهارشنبه آخر سال را برایتان ذکر می کنم:

 

در چهارشنبه آخر سال شروع به بیطار کردن حیوانات و زدن پشم آنها می کنند.

 

قنداق بچه درست می کنند.

 

به حمام رفته و مشغول آبتنی می شوند.

 

شاخ های قوچ ها را با پارچه های قرمز رنگ می زنند.

 

پول، الک، نمک، آرد، روییندنی، آتش، هیزم به کسی نمی دهند.

 

قبل از طلوع آفتاب از روی آب می پرند.

 

شمعی که کاملا نسوخته را خاموش نمی کنند.

 

قبل از غروب آفتاب چراغ ها را روشن می کنند.

 

کنار زنی که وضع حمل کرده نمی روند.

 

شب زود نمی خوابند.

 

از دیوار خانه دیگ می آورند.

 

تازه گذشتگان را به یاد می آورند و با دعاهای خود آنها را یاد می کنند.

 

و …

 

سخن آخر

نوروز عید باستانی ما تورکهای آذربایجان و ایام مرتبط با آن برای خود رسم و رسومات مفرح و با مسمایی دارد و نیاکان ما برای حفظ فرهنگ و هویت درخت تنومند فرهنگ آذربایجان زحمات زیادی متحمل شده اند و این میراث معنوی را برای ما به یادگار گذاشته اند. بر ملت آذربایجان (بخصوص جوانان غیرتمند آذربایجانی) لازم و واجب است که با همت خویش نگذارند که هیچ گونه گزندی از دشمنانمان به مانند زخم تیشه ای حتی- بر کوچکترین شاخه این درخت تنومند و کهنسال برسد. و همانطور که این میراث معنوی به ما به ارث رسیده، ما نیز وظیفه داریم که آیندگان را از این امانت معنوی بهره مند کنیم و بر حسب وظیفه، تحویل آنها دهیم.

 



 

Share/Bookmark

داغ کن - کلوب دات کام


.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.

 

 

 
آخرين عناوين مطالب
» آذربایجانین تیـــراختورچی قیزلار گونی موبارک-۲۷ فروردین روز دختران هوادار تیراختورآذربایجان
» ... و اما بالاخره اوکراین!!
» آذربایجان آناسی ...
» یادش بخیر اون وختا ... ( 6 )
» ... و اما یارانه!
» طبیعت گونو قوتلو اولسون ... من خود آن سیزدهم کز همه عالم به درم
» یادش بخیر اون وختا ... (۵)
» درسی از دشمن! ... آنها حاضر شدند برای اجساد سربازانشان بهای گزافی بپردازند
» نوروز بایرامی موبارک اولسون ... عید نوروز مبارک ... Novruz qutlu olsun ... Happy Nowruz
» چهارشنبه سوری در آذربایجان
» فلسفۀ «چرشنبه های آخر سال» در مراسم «بایرام» آذربایجان
» «آغری»نین یئنی ساییسی(۱۵۲) ایشیق اوزو گؤردو! (شماره جدید نشریه آغری"۱۵۲" منتشر شد)
» "بایرام"ین 49-جو سایی‌سی، بایرام (اسفند) آییندا یایینلادی ( شماره‌ی 49 ماهنامه "بایرام" )
» دعوت به جشن نوئوستی سال ۹۲ در آذربایجان - اردبیل
» نوروز جشنی بازمانده از دوران اسطوره ها ...
» کاش این دم عیدی " گشت شادی " داشتیم!
» یادش بخیر اون وختا ... (۴)
» اولین آهنگ بین المللی تیراختور آذربایجان به مناسبت بازی های آسیایی
» دونیالیق قادین گونی موبارک! ... روزجهانی زن مبارک!
» تنها روش کارساز برای فرهنگ سازی درخت کاری: هموطن قلیانی؛ نهال امروز ، ذغال فرداست!
» ... یاشاسین غم!
» چال ظفر مارشی! ...فریاد "یاشاسین آذربایجان" سکوت کوه ها را می شکند (۱۴۰مین فوتبالیست)
» در ۳۰۰۰ میلیارد دهانمان باز ماند ، در ۹۰۰۰ میلیارد کجایمان باز خواهد ماند؟پیدا کنید X را؟
» بوراسی آذربایجان ، دیز چوک - اینجا آذربایجان،زانو بزن!...تیـراختور آذربایجـان ۱ -۰ الاتحاد عربستان
» یادش بخیر اون وختا ... (3)
» توصیه می کردند: اگر ازدواج کنی آدم میشی!
» International Mother Language Day - 21 February دونیالیق آنا دیلی گونی - روز جهانی زبان مادری
» فوتبال در آذربایجان لگد زدن ۲۲ مرد به یک توپ نیست
» آذربایجـــــــــــــــــــــان گولــــــــدو ...گول، گوله گولماق یاراشار (۱۳۹مین فوتبالیست منتشر شد)
» تعظیم تیتری رسانه های ایران به حقیقتی بنام تیراختور آذربایجان

تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به نیمچه روزنامه نگار مي باشد.